Rockmusik

Rockmusik dient als Oberbegriff für Musikrichtungen, die sich Ende der 1960er Jahre aus der Vermischung des Rock ’n’ Roll der späten 1950er und frühen 1960er Jahre und anderen Musikstilen wie z. B. Beatmusik und Blues entwickelt haben.

Rockmusik dient als Oberbegriff für Musikrichtungen, die sich Ende der 1960er Jahre aus der Vermischung des Rock ’n’ Roll der späten 1950er und frühen 1960er Jahre und anderen Musikstilen wie z. B. Beatmusik und Blues entwickelt haben.

دوره یک ساله کالج در آلمان را میتوان با دوره پیش دانشگاهی در ایران مقایسه کرد. با این تفاوت که یکی از برنامههای ثابت در کالج، یادگیری زبان آلمانی است. در کنار زبان آلمانی کلاسهای مختلفی نیز ارائه میشود.
داوطلبان با توجه به گرایش رشته مورد علاقهشان برای تحصیل در دانشگاههای آلمان و یا سایر مراکز آموزش عالی در این کشور، در یکی از دورههای کالج شرکت میکنند.
دورههای آموزشی در کالج را میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد. گروه اول دورههایی برای علاقهمندان به تحصیل در دانشگاه را شامل میشود و گروه دوم، دورههایی است برای علاقهمندان به تحصیل در سایر مراکز آموزش عالی.
دورههای کالج برای علاقهمندان به تحصیل در دانشگاه
افرادی که قصد تحصیل در دانشگاه و رشتههایی همچون پزشکی، زیستشناسی و داروسازی را دارند، میبایست در دوره (M-Kurs)، شرکت کنند. از جمله کالجهایی که این دوره را ارائه میکنند، میتوان به موارد زیر اشاره کرد: فرانکفورت، برلین، هامبورگ، ماینس، لایپزیگ، مونیخ، زاربروگن، هایدلبرگ، کاسل، هاله و هانوفر.
علاقهمندان به تحصیل در رشتههای ریاضی و سایر رشتههای علوم طبیعی و فنی مهندسی که تمایل به تحصیل در دانشگاه دارند، میبایست در دوره (T-Kurs)، شرکت کنند. امکان گذراندن این دوره در کالج، علاوه بر شهرهایی که در بالا ذکر شد، در این موارد نیز وجود دارد: بوخوم، دارمشتات، فرایبورگ، کارلسروهه و پتسدام.
علاقهمندان به تحصیل در رشتههای اقتصاد و علوم اجتماعی، دوره (W-Kurs)، را میگذرانند. شرکت در این دوره در شهرهای نامبرده امکانپذیر است. افرادی که علاقهمند به تحصیل در رشتههای علوم انسانی هستند، در دوره (G-Kurs)، شرکت میکنند. و اما دوره (S-Kurs)، که در برخی از کالجها با دوره مربوط به رشتههای علوم انسانی یک جا تدریس میشود، تحصیل در رشتههای زبان خارجی را شامل میشود، البته به استثنای زبان و ادبیات آلمانی. برای تحصیل در این رشته بایستی در دوره G، شرکت کرد.
دورههای کالج برای علاقهمندان به تحصیل در سایر مراکز آموزشی
دورههایی که منتهی به تحصیل در سایر مراکز آموزش عالی میشوند را میتوان به چهار گروه تقسیم کرد. گروه اول رشتههای فنی و مهندسی را شامل میشود (دوره TI). گروه دوم رشتههای علوم اقتصاد را در بر میگیرد (دوره WW). گروه سوم رشتههای هنر (دوره GD) و گروه چهارم رشتههای علوم اجتماعی (دوره SW).
گذراندن دوره مرتبط با رشتههای هنر تنها در کالج شهر کلن میسر بوده است که این کالج از ترم آینده میلادی دانشجو نمیپذیرد. تعدادی از کالجها در آلمان در ترمهای آینده دانشجو نمیپذیرند. این روند از ایالت نوردراین وستفالن شروع شده است و به غیر از شهرهای بوخوم و متینگن، فعالیت سایر کالجهای این ایالت طی دو ترم آینده لغو خواهند شد. داوطلبان بایستی مدارک خود را به سایر ایالتها ارسال نمایند.
دانستن این نکته نیز اهمیت دارد که برای نامنویسی در برخی از کالجها میبایست در ابتدا در رشتهای دانشگاهی ثبت نام کرد و سپس با توجه به گرایش رشته، در دوره کالج ثبت نام نمود. در این گونه موارد که کالج شهرهایی همچون هایدلبرگ را شامل میشود، داوطلبان میبایست پیش از شروع به تحصیل در کالج، از انتخاب رشته مورد علاقهشان برای تحصیل در دانشگاه، اطمینان حاصل کنند.
منبع: دویچه وله
اتمام تحصیلات متوسطه و دریافت مدرک دیپلم از برخی از کشورها، شرط کافی برای ورود به دانشگاههای آلمان نیست. علاقمندان به تحصیل در دانشگاههای آلمان که از ایران اقدام میکنند نیز شامل همین گروه میشوند. این افراد علاوه بر مدرک دیپلم، به قبولی در آزمون دورههای روزانه یا شبانه دانشگاههای دولتی ایران نیز نیاز دارند. آنها پس از احراز شرایط ذکر شده و در صورتی که تمایل دارند پس از دریافت مدرک دیپلم و بدون شروع تحصیل یا فارغالتحصیلی از دانشگاههای ایران، در دانشگاههای آلمان تحصیل کنند، بایستی درخواست خود را برای کالجهای آلمان و نه دانشگاههای این کشور ارسال کنند.
البته برخی از دانشگاهها در آلمان بررسی مدارک برای موافقت با پذیرش در کالج را نیز بدون واسطه انجام می دهند، اما با این حال افرادی که بدون تحصیل در دانشگاههای ایران اقدام میکنند، بایستی ابتدا اقدام به اخذ پذیرش از کالج کنند. مطمئنترین راه برای آگاهی از این موضوع مراجعه به سایت دانشگاه، سایت کالج و یا وب سایت "اونی اسیست" است.
تحصیل رایگان در کالجهای آلمان
کالج مرکزی آموزشی و وابسته به دولت است که از جمله وظایف آن آمادگی متقاضیان خارجی تحصیل در آلمان در دورهای یک ساله (متشکل از دو نیم سال تحصیلی) است. این دورهی یک ساله در واقع کلاس آمادگیای است برای شرکت در امتحان پایانی یا "Feststellungsprüfung". افرادی که در این امتحان پذیرفته میشوند، با توجه به نمرات و انتخاب رشتهشان در دانشگاههای آلمان پذیرفته میشوند.
در آلمان ۳۷ کالج وجود دارد که تعداد سه هزار متقاضی خارجی از بیش از ۴۰ کشور، در آنها مشغول به آمادگی برای شرکت در امتحان ذکر شده هستند. تحصیل در کالج به غیر از کالج شهر درسدن رایگان است. دانشجویان برای گذراندن کلاس و امتحانات هزینهای پرداخت نمیکنند. تنها مورد هزینه خدمات دانشجویی است که آن را به دانشگاه مرتبط با کالج پرداخت میکنند. این هزینه از ۳۰ تا ۲۰۰ یورو برای هر ترم تحصیلی و در هر دانشگاهی متفاوت است. هزینه خدمات دانشجویی، استفاده رایگان از وسایل حمل و نقل عمومی در شهر محل سکونت و در مواردی در شهرهای مجاور و همچنین استفاده از امکانات دانشگاه را ممکن میسازد.
شرایط ورود به کالج
پیش از شروع به تحصیل در کالج، قبولی در آزمون ورودی آن الزامی است، که معمولا در قالب یک امتحان زبان آلمانی برگزار میشود. بنابراین، دانستن زبان آلمانی برای ورود به کالج الزامی است. داوطلبان بایستی پیش از درخواست، بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ ساعت زبان آلمانی آموخته باشند. این میزان در کالجها یکسان نیست و در برخی موارد، سطح بالاتری انتظار میرود که جزییات آن را میتوان از طریق وب سایت کالج و مکاتبه جویا شد.
داوطلبان بایستی اصل مدارک تحصیلی و ترجمه مورد تایید قرار گرفته آن را به کالج و یا دانشگاه ارسال کنند. تامین مخارج زندگی در این مورد با داوطلب است. توجه به این نکته لازم است که دانشجویان کالج، برخلاف دانشجویان دانشگاه تنها در دوران تعطیلات بین دو ترم اجازه کارکردن خواهند داشت و از این رو بایستی برای تامین مخارج زندگی در این دوره یک ساله از پشتوانه مالی برخوردار باشند.
اما از همه مهمتر ارسال مدارک است. در این مورد در هر کالج شرایطی وجود دارد. در برخی از کالجها مدارک بایستی به طور مستقیم به دانشگاهی که کالج تحت پوشش آن است، ارسال شود و نه به کالج. در برخی از ایالتها مرکز مشخصی برای بررسی پذیرش در کالج مشخص شده است که طبیعتا داوطلبان بایستی مدارک خود را به آن مرکز ارسال کنند. با مراجعه به وب سایت کالج مورد نظرتان و همچنین تماس و مکاتبه با کالج، از جزییات بیشتر در موارد ذکر شده مطلع میشوید.
پس از احراز شرایط ذکر شده و دریافت پذیرش در کالج، دریافت ویزا آخرین مرحله پیش از شروع به تحصیل در آلمان است. داشتن ویزای تحصیلی برای گذراندن این دوره الزامی است. شرکت در کلاسهای کالج با عنوانهایی همچون سفر توریستی ممکن نیست.
جواب اين مسابقه در تابستان داده مي شود

1- محصولات بهداشتي و آرايشي و دندانپزشكي
Produkten für Gesundheitswesen und Kosmetikindustrie
2-محصولات شوينده و شامپو
Reinigungsmittel Produkte
3-لوازم التحرير و تحصيلي
Briefpapier
4-صنعت خودرو سازي و موتورسيكلت
Automobilindustrie
5-پوشاك و لباس و پارچه
Kleidungsstücke
6-اسباب بازي و ابزار علمي كودكان
Spielzeug
7-علم و تحصيل و تحقيق
Wissenschaft und Bildung
8-توليدات صنعتي و كارخانجاتي فرا مرزي
Industrielle Produktion
9-تغذيه و محصولات غذايي و غلات و لبنيات
Nahrungsmittel
10-كتاب و مطبوعات و مرجعيات
Buch und Presse
11-ورزش و جذب توريست و گردشگري
اطلاعات کوتاه در مورد مراحل درخواست وصدور پذیرش تحصیلی از دانشگاه های آلمان
1-
جمع آوری اطلاعات لازم در مورد دانشگاه و رشته مناسب توجه: پذیرش از آلمان
معمولاً در رشته تحصیلی شما در ایران یا رشته ای مشابه صادر می شود. تغییر
رشته فقط در چارچوبی محدود امکان پذیر است.
لیست کلیه رشته ها ودانشگاه ها: www.higher-education-compass.de:
2-
برقراری ارتباط با دانشگاه های مختلف نامه ای کوتاه به آلمانی یا انگلیسی
از طریق پست یا E-Mail به آدرس دفتر بین الملل دانشگاه مورد نظرتان ارسال
نموده، از آنها درخواست کنید تا بروشور های اطلاعاتی و فرمهای درخواست
پذیرش را برایتان بفرستند. به دلیل شمار زیاد درخواست ها، مدت رسیدگی
طولانی بوده و یا حتی گاهی درخواستها بی جواب می مانند.
آیا یک یا چند دانشگاه را انتخاب کرده اید؟
3-
درخواست پذیرش درخواست پذیرش معمولاً به دفتر بین الملل دانشگاه مربوطه
ارسال می شود. در سال حال حاضر تعداد 114 دانشگاه به منظور ارزیابی مشترک
مدارک، ارگانی با عنوان ASSIST بنیان گزاری کردند. چنان چه دانشگاه مورد
نظرشما عضو این ارگان است، درخواست خود را به ASSIST ارسال نمائید.www.uni-assist.de
مدارک لازم:
4- جواب دانشگاه جواب رد:
تاریخ های مهم:
شروع ترم تابستانی: 15آوریل (آخرین مهلت درخواست 15ژانویه)
شروع ترم زمستانی: 15اکتبر (آخرین مهلت درخواست 15جولای)
تاریخ شروع ترم برای بسیاری از رشته ها و دانشگاه های علمی کاربردی متفاوت است.
در آلمان هوا پرجلوه است. در جنوب بارندگی بیشتر است، در شرق تابستانها گرمتر و در غرب به ندرت برف میبارد.
کمی تا قسمتی ابری، بارش گاهگاه − همیشه نقطهای را میتوان در آلمان یافت که این گونه پیشبینی هوا در مورد آن صادق باشد. ریک شاب (Reik Schaab)، کارشناس در سازمان هواشناسی آلمان در اُفنباخ، در صحبت با بخش آن لاین دویچه وله (DW-WORLD) وضعیت اقلیمی آلمان را چنین توصیف میکند: «ما در منطقهی معتدل قرار داریم.»
اعتدال دریایی
اما این اعتدال در نقاط مختلف سرزمین نمودهای مختلفی دارد. به گفتهی شاب «بخشهای شرقی و غربی جوی متأثر از دریا دارند.» این سخن به این معناست که در تابستانها چندان داغ نیستند، «سرمای زمستانهایشان نیز سوزناک نیست.» اینها تأثیر نزدیکی به دریاست. شاب به ما گوید که معتدلترین زمستان را در راین سفلی داریم، در بقیهی نقاط نوسانهای درجهی حرارت محسوستر است، آن هم هر چه بیشتر به سمت شرق برویم. «سردترین جا منطقهی اطراف براندنبورگ است. همین جا اما در تابستان گرمترین هوا را دارد.»
آفتاب خالص در اوزهدُم
هر کس دوستدار هوای ملایم باشد، بهتر است به جنوب نظر دوزد، بویژه به فرایبورگ در برایسگاو (Freiburg im Breisgau)، جایی که میزان حرارت هوا در تابستان (با احتساب شبهای خنک آن)، بنابر جدولی که شاب به ما نشان میدهد، بهطور متوسط ۲۰ درجهی سانتیگراد میشود. هواشناس ما در مورد فرایبورگ این نکته را نیز میافزاید که در آنجا اوقات آفتابی زیادی داریم: ۱۷۴۰ ساعت در سال.
چیزی که نمیتوان حدس زد این است که مناطق ساحلی از نظر برخورداری از هوای آفتابی از جایی چون فرایبورگ پیشی میگیرند. شاب در این مورد به ما این آگاهی را نیز میدهد که پرآفتابترین منطقهی آلمان تسینّوویتس (Zinnowitz) در جزیرهی اوزهدُم واقع در دریای شمال است، ۱۹۱۷ ساعت در سال. دلسردکننده، وضعیت منطقهی گوتینگن است. در آنجا در نیمی از سال نیز پرتوی گرم از آسمان نمیتابد.
جایی که آسمان آبپاش است
جایی که بیشتر از همه باران میبارد، نه کلانشهرهای شمالیای چون هامبورگ که با سیمای مرطوب خاکستری تصور میشوند، بلکه بالدِرشْوانگ (Balderschwang) در آلگوی (Allgäu) است که در آن در ظرف یک سال در هر متر مربع ۲۴۵۰ لیتر باران یا برف میبارد. میزان بارندگی در منطقهی اطراف هاله در شرق آلمان به یک ششم این مقدار هم نمیرسد. در آنجا به طور متوسط سالانه در هر متر مربع حدود ۴۰۰ لیتربارش داریم.شاب در این مورد که در آلمان کم یا زیاد باران میبارد، شکوهای ندارد. نکتهی مهم از نظر او این است که «ما در منطقهای هستیم، که طبیعت نشو و نمای بسیاری دارد و ما چندان لازم نیست به کمک آن بشتابیم. در مقایسه با قطب شمال وضع ما خوب است.»
وعده های غذایی
معمولا آلمانی ها یک وعده غذای گرم می خورند که آن هم ناهار بین ساعت ۱۱ و نیم تا ۱۳ است. بعد از ظهرها معمولا قهوه و شیرینی می خورند و عصرانه غذای سرد مانند کالباس و یا شبیه سالاد الویه. البته در سالهای اخیر به دلیل شاغل بودن اکثر جوانان ناهار کم اهمیت شده وغذای گرم را عصرها می خورند که تمامی اعضای خانواده حضور داشته باشند.
صبحانه هم بستگی به وقت و ساعت کاری افراد دارد. ولی معمولا تشکیل شده ازقهوه یا چای، نان، مربا، ماست و پنیر یا فقط از برشتوک (موسلی). آلمانی ها روزهای یکشنبه صبحانه مفصل می خورند که معمولا تخم مرغ جزء اصلی آن است.
نان
نانهای آلمان و نانوایی های آن در خارج از این کشور از شهرت بالایی برخوردار است. گفته می شود در این کشور حدود ۳۰۰ نوع نان وجود دارد که با ترکیبهای مختلف با یکدیگر تعداد بالاتر هم می رود. در فرهنگ اروپا هم مانند فرهنگ ما، نان علاوه بر نقش غذایی دارای ارزش مذهبی است و مقدس شمرده می شود. طبق کشفیات باستان شناسی نان ابتدا توسط مصری ها به روم قدیم و ازآن طریق به اروپایی ها شناسانده شد. تا پایان جنگهای ۳۰ ساله نان در آلمان غذای مخصوص پادشاهان و ثروتمندان شمرده می شد.
امروزه در آلمان نانهای متنوعی می بینیم ولی به طورکلی می توان آنها را به ۴ گروه اصلی تقسیم بندی کرد:
نان چاودار و مخلوط چاودار: از نانهای بسیار مقوی و پر ویتامین به حساب می آید که با خمیر ترش و یا خمیر مایه پخته می شود. هرچه مقدار چاودار آن زیاد باشد، رنگش هم تیره تر می شود. البته نان چاودار خالص در همه جای آلمان طرفدار ندارد، به همین دلیل بیشتر به صورت ترکیبی با غلات دیگر پخته می شود.
نان گندم و مخلوط گندم: نان گندم که نان سفید هم نامیده می شود، ۹۰٪ از گندم تشکیل شده است و بسیار نرم و زود هضم است۰ به عقیده بعضی افراد نان سفید به دلیل همین زود هضمی اش سیر نمی کند و ارزش غذایی کمتری دارد، نان مخلوط گندم ترکیبی از گندم و چاودار است. درآلمان این نوع نانهای مخلوط به دلیل تنوع طعم بیشترین فروش را دارند.
نان مخصوص: بعضی نانها از لحاظ نوع پخت و آردهای مصرف شده مخصوص نامیده می شوند. در آنها اغلب علاوه بر آرد مواد دیگری هم مانند پیاز، تخم کدو، کنجد، آفتاب گردان یا ادویه های مخصوص به کار می رود و بر اساس مواد داخل آن نامهای مختلفی می گیرند. نانهای رژیمی هم در این دسته قرار می گیرند.
نان شیرین/ تند: جزء این دسته در واقع کلوچه ها و شیرینی ها در فرم ها و اندازه های مختلف هستند. مانند کروسان ، نان گرد و یا برتسل که نوعی نان شور و به شکل ۸ لاتین ( 8 ) است.
گوشت و ماهی
پرطرفدار ترین گوشتها که مردم آلمان بطور روزمره می خورند، گوشت خوک، ماکیان( مرغ و بوقلمون) و گاو است که کالباس آنها هم بسیار محبوب است. در درجه دوم، گوشت حیواناتی مانند خوک وحشی، خرگوش، آهو، بره و یا بز مورد توجه است . برخی از گوشتها را خام هم به همراه نان و سس می خورند، مانند گوشت چرخ کرده خوک بدون چربی („Mett“) یا گوشت چرخ شده گاو ("Tatar“).
به دلیل همجواری آلمان با دریای شمال و شرق مصرف خوراکی های دریایی در این کشور بدیهی شمرده می شود. از محبوب ترین ماهی ها که اغلب پخته می شود، می توان ماهی آزاد، شاه ماهی، قزل آلا و کپور را نام برد.
مخلفات غذایی و سبزیجات
دررستورانهای این کشور، بر خلاف انگلیس و ایتالیا، مخلفات جزء خود غذا به حساب آمده و قیمت جداگانه ای ندارد.
از مهمترین مخلفات باید سیب زمینی را نام برد که به انواع مختلف طبخ می شود، مانند پوره، سرخ شده، کروکت یا کوفته سیب زمینی که جزء لاینفک شنیسل خوک دانسته می شود. همراه مرغ و ماهی اغلب برنج سرو می شود، ولی مصرف انواع رشته که در ایران اغلب به همه آنها رشته ماکارونی گفته می شود، به تاثیر از کشور ایتالیا به آشپزی آلمان هم وارد شده و در برخی مواقع از حالت مخلفات درآمده و شکل یک غذای کامل را می گیرد.
ادویه
تقریبا در کنار همه غذاهای آلمانی سبزیجات سرو می شود و خانواده ها سعی میکنند حتما انواع مختلف کلم، اسفناج، لوبیا، نخود فرنگی و ذرت را در برنامه آشپزی خود جای دهند.
غذاهای آلمانی معمولا تند نیستند، ولی با سوسیس اغلب خردل تند مصرف می شود. با این حال در جنوب آلمان، ایالت بایرن، مرسوم است که سوسیس سفید را با خردل شیرین می خورند. گیاهان معطری مانند جعفری، ریحان، آویشن، شوید و مرزن جوش بسیار مورد طبع آنها است. سیر را آلمانی ها تا مدتها به دلیل ماندگاری بوی بد آن استفاده نمی کردند ولی در دهه های گذشته تحت تاثیر غذاهای فرانسوی و ایتالیایی این چاشنی در آلمان هم محبوب شده است.
نوشیدنی غیر الکلی و الکلی
مردم آلمان توجه زیادی می کنند که به طور کافی و تا حد امکان زیاد نوشیدنی های سالم و مقوی مصرف کنند. محبوبترین نوشیدنی در درجه اول آب است، که به صورت گازدار و با طعم میوه های مختلف و یا معمولی قابل خریدن است . بعد از آب به قهوه و چای (سبز، سیاه و یا با طعم میوه) توجه زیادی می کنند. در بسیاری از خانواده ها مرسوم است که بعد از ظهر ها برای صرف کیک و قهوه دور هم جمع شوند و یا دوستان را دعوت کنند.
از دیگر نوشیدنی های غیر الکلی می توان نوشابه با طعم لیموناد و پرتقال و چای سرد را نام برد که مخصوصا در بین جوانان طرفدار دارد.
نوشیدنی الکلی محبوب آلمان مخصوصا در بین آقایان و بویژه در زاکسن و بایرن آب جو است. هر ایالتی آب جو مخصوص خود را دارد، ولی در کل نوع روشن، سفید و مخلوط با لیموناد و نوشابه در همه جا عرضه می شود. در آلمان ۱۶ منطقه مو کاری وجود دارد و شراب این کشور بسیار معروف است که با طعم میوه های مختلف از جمله سیب یا با آب گازدار مخلوط می کنند.
عرق طرفدار زیادی در آلمان ندارد، مخصوصا در سالهای اخیر جای آن را بیشتر کوکتل گرفته است .
نگاه اجمالی به غذاهای محلی چند ایالت
بایرن: آشپزی ایالت بایرن خیلی متاثر از آشپزی اتریش است. از غذاهای ویژه بایرن شنیسل سرخ شده گوشت خوک است که همراه کوفته سیب زمینی و سالاد برگ یا کلم سرو می شود.
از عادتهای غذایی مردم بایرن صرف نوعی میان وعده سبک است که تشکیل می شود از سوسیس سفید و خردل شیرین که همراه نان برتسل و آب جو خورده می شود.
ایالتهای شمالی: منظور از آنها ایالتهای هامبورگ، نیدرزاکسن، برمن و شلسویگهولشتاین است که به دلیل نزدیکی به دریا غذاهای دریایی و ماهیهای پرورشی آب شیرین مانند مار ماهی و اردک ماهی را زیاد مصرف می کنند. در کنار اکثر غذاهایشان سیب زمینی، کلم و یا شلغم هم می خورند و رایج ترین نوع نان در این ایالت، نان چاودار است.
گوشت و ماهی را مدم این منطقه معمولا دودی می کنند و به همراه پیه خوک (اغلب به صورت سس) و کلم می خورند.
راینلند فالس: آشپزخانه این ایالت از طرفی غذاهای محلی و سنتی خود را دارد و از از طرف دیگر متاثر از کشورهای همسایه بلژیک و هلند و بدین ترتیب غذاهای دریایی قرار گرفته است.
گوشت مورد علاقه کلنی ها که از قدیم مورد توجه بوده، گوشت اسب است و همچنین گوشت گاو که بویژه با سرکه و ادویه های مخصوص آماده می شود.
از دیگر خوراکی های مخصوص این ایالت خاگینه های متنوع، ساندویچ سوسیس خوک و پیاز (از گوشت و خون آن) و ساندویچ نان چاودار با پنیر گودا است که اغلب با آب جوی سفید مخصوص می خورند.
در پایان
وقتی از خارجی ها در باره غذاهای آلمانی ها سوال می شود، اغلب به یاد گوشت، سوسیس، سیب زمینی و ترشی کلم سفید می افتند! یکی از علل مصرف بالای گوشت در آلمان این است که این کشور به دلیل جغرافیایی زمستانهای بسیار سرد دارد و از این رو اهالی آن برای ذخیره سازی کالری به خوردن گوشت مخصوصا گوشت خوک روی می آورند. همانطور که گفته شد، تنوع غذایی در آلمان زیاد است و بهتر است که هرکس بنا به سلیقه و طبع شخصی غذا ها را بچشد تا بداند آیا مزه می دهد یا نه.
اين سايت تابع قوانين جمهوري اسلامي ايران است


Irgendwas bleibt
Silbermond
راک آلمان سالهاست كه در اروپا يكه تازي مي كند
امروز براي تقويت زبان آلماني شما يكي ازين اهنگ هارا به خدمت گرفتيم
Sag mir das dieser Ort hier sicher ist
Und alles Gute steht hier still
Und das das Wort, das du mir heute gibst
Morgen noch genauso gilt
Diese Welt ist schnell und hat verlernt, beständig zu sein
Denn Versuchungen setzen ihre Frist
Doch bitte schwör das wenn ich wieder komm
Alles noch beim Alten ist
Gib mir ein kleines bisschen Sicherheit
In einer Welt, in der nichts sicher scheint
Gib mir in dieser schnellen Zeit
Irgendwas, das bleibt
Gib mir einfach nur ein bisschen Halt
Und wieg mich einfach nur in Sicherheit
Hol mich aus dieser schnellen Zeit
Nimm mir ein bisschen Geschwindigkeit
Gib mir was, irgendwas, das bleibt
Auch wenn die Welt den Verstand verliert
Das hier bleibt unberührt
Nichts passiert
Gib mir ein kleines bisschen Sicherheit
In einer Welt, die nicht sicher scheint
Gib mir in dieser schnellen Zeit
Irgendwas das bleibt
Gib mir einfach nur ein bisschen Halt
Und wieg mich einfach nur in Sicherheit
Hol mich aus dieser schnellen Zeit
Nimm mir ein bisschen Geschwindigkeit
Gib mir was, irgendwas, das bleibt
ترانه هايي از المان - انگليس - يونان - اسپانيا - ايتاليا و...
اميدوارم لذت ببريد
رمز ادامه مطلب : 1390
یک ترانه آلمانی به نام " Königin und König ملکه و شاه" که واقعاً زیباست حتماً دانلود کنید که حرف ندارد. این ترانه کاری است از میشله خواننده پاپ آلمانی که محبوبیت بسیار زیادی در آلمان دارد. ولی در خارج از آلمان زیاد شناخته شده نیست. صدای او واقعاً زیباست.
link_4shared_6MB یا link_mediafire_6MB یا link_yasiupload_6MB
Du und er im Rampenlicht
Das Fieber das dein Schweigen bricht
Diese Nacht bricht dir dein Herz
Er ist Jäger du sein Ziel
Fast betrunken vor Gefühl
Diese Nacht bricht dir das Herz
In einer ander’n Galaxie
Sie ist er und er ist sie
Wer dein Herz berühren kann
Geht nur dich was an.
Wir sind Königin und König einer Nacht
Auch wenn dich dein Herz betrügt
Aus Liebe lügt
Wir sind Königin und König einer Nacht
Immer wieder Liebe nur
Love l’amour
Liebe Liebe pur
Hey mach’s gut du lässt ihn zieh’n
Jede Rose muss verblüh’n
Diese Nacht bricht dir dein Herz
Dieser Schmerz geht viel zu tief
Weil er dir zu Füßen liegt
Diese Nacht bricht dir dein Herz
In einer ander’n Galaxie
Sie ist er und er ist sie
Wer dein Herz berühren kann
Geht nur dich was an.
Wir sind Königin und König einer Nacht
Auch wenn dich dein Herz betrügt
Aus Liebe lügt
Wir sind Königin und König einer Nacht
Immer wieder Liebe nur
Love l’amour
Liebe Liebe pur
In einer ander’n Galaxie
Sie ist er und er ist sie
Wer dein Herz berühren kann
Geht nur dich was an.
In einer ander’n Galaxie
Sie ist er und er ist sie
Wer dein Herz berühren kann
Geht nur dich was an.
Wir sind Königin und König einer Nacht
Auch wenn dich dein Herz betrügt
Aus Liebe lügt
Wir sind Königin und König einer Nacht
Immer wieder Liebe nur
Love l’amour
Liebe Liebe pur
یک کمی هم در مورد زبان خودمون :
در زبان عربی چهار حرف: پ گ ژ چ وجود ندارد. آنها به جای این ۴ حرف، از واجهای : ف - ک – ز - ج بهره میگیرند.و اما: چون عربها نمیتوانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانیها، به پیل میگوییم: فیل به پلپل میگوییم: فلفل
به پهلویات باباطاهر میگوییم: فهلویات باباطاهر
به سپیدرود میگوییم: سفیدرود
به سپاهان میگوییم: اصفهان
به پردیس میگوییم: فردوس
به پلاتون میگوییم: افلاطون
به تهماسپ میگوییم: تهماسب
به پارس میگوییم: فارس
به پساوند میگوییم: بساوند
به پارسی میگوییم: فارسی
!به پادافره میگوییم: مجازات،مکافات، تعزیر، جزا، تنبیه...به پاداش هم میگوییم: جایزه چون عربها نمیتوانند «گ» را برزبان بیاورند، بنابراین ما ایرانیها به گرگانی میگوییم: جرجانی به بزرگمهر میگوییم: بوذرجمهربه لشگری میگوییم: لشکری
به گرچک میگوییم: قرجک
به گاسپین میگوییم: قزوین
!به پاسارگاد هم میگوییم: تخت سلیماننبی!چون عربها نمیتوانند «چ» را برزبان بیاورند، ما ایرانیها، به چمکران میگوییم: جمکران به چاچرود میگوییم: جاجرودبه چزاندن میگوییم: جزاندن
چون عربها نمیتوانند «ژ» را بیان کنند، ما ایرانیها به دژ میگوییم: دز (سد دز)به کژ میگوییم: :کج به مژ میگوییم: : مج به کژآئین میگوییم: کجآئینبه کژدُم میگوییم عقرب
!به لاژورد میگوییم: لاجورد فردوسی فرماید:به پیمان که در شهر هاماوران سپهبد دهد ساو و باژ گران اما مابه باژ میگوییم: باج فردوسی فرماید:پیاده شد از اسپ و ژوپین به دست همی رفت شیدا به کردار مست اما ما به اسپ میگوییم: اسب به ژوپین میگوییم: زوبین وچون در زبان پارسی واژههائی مانند چرکابه، پسآب، گنداب... نداریم، نام این چیزها را گذاشتهیم فاضلآب، چون مردمی سخندان هستیم و از نوادگان فردوسی، به ویرانه میگوییم خرابهبه ابریشم میگوییم: حریر
به یاران میگوییم صحابه
!به ناشتا وچاشت بامدادی میگوییم صبحانه یا سحری!به چاشت شامگاهی میگوییم: عصرانه یا افطار!به خوراک و خورش میگوییم: غذا و اغذیه و تغذیه ومغذی(!)به آرامگاه میگوییم: مقبره به گور میگوییم: قبر به برادر میگوییم: اخویبه پدر میگوییم: ابوی
و اکنون نمیدانیم برای این که بتوانیم زبان شیرین پارسی را دوباره بیاموزیم و بکار بندیم، باید از کجا آغاز کنیم؟!هنر نزد ایرانیان است و بس! از جمله هنر سخن گفتن! شاعر هم گفته است: تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد! بنابراین، چون ما ایرانیان در زبان پارسی واژهی گرمابه نداریم به آن میگوئیم: حمام!چون در پارسی واژههای خجسته، فرخ و شادباش نداریم به جای «زاد روزت خجسته باد» میگوئیم: «تولدت مبارک».به خجسته می گوئیم میمون اگر دانش و «فضل» بیشتری بکار بندیم میگوییم: تولدت میمون و مبارک!چون نمیتوانیم بگوییم: «دوستانه» می گوئیم با حسن نیت!چون نمیتوانیم بگوییم «دشمنانه» می گوییم خصمانه یا با سوء نیت چون نمیتوانیم بگوئیم امیدوارم، میگوئیم انشاءالله چون نمیتوانیم بگوئیم آفرین، میگوئیم بارکاللهچون نمیتوانیم بگوئیم به نام ویاری ایزد، میگوییم: ماشاءالله
و چون نمیتوانیم بگوئیم نادارها، بیچیزان، تنُکمایهگان، میگوئیم: مستضعفان، فقرا، مساکین
!به خانه میگوییم: مسکن به داروی درد میگوییم: مسکن (و اگر در نوشتهای به چنین جملهای برسیم : «در ایران، مسکن خیلی گران است» نمیدانیم «دارو» گران است یا «خانه»؟ به «آرامش» میگوییم تسکین، سکونبه شهر هم میگوییم مدینه تا «قافیه» تنگ نیاید
!ما ایرانیان، چون زبان نیاکانی خود را دوست داریم:به جای درازا می گوییم: طول به جای پهنا میگوییم: عرض به ژرفا میگوییم: عمقبه بلندا میگوییم: ارتفاع
به سرنوشت میگوییم: تقدیر
به سرگذشت میگوییم: تاریخ
به خانه و سرای میگوییم : منزل و مأوا و مسکن
به ایرانیان کهن می گوییم: پارس
به عوعوی سگان هم می گوییم: پارس
!به پارسها میگوییم: عجم!به عجم (لال) می گوییم: گبر چون میهن ما خاور ندارد، به خاور میگوییم: مشرق یا شرق!به باختر میگوییم: مغرب و غرب و کمتر کسی میداند که شمال و جنوب وقطب در زبان پارسی چه بوده است!چون «ت» در زبان فارسی کمیاب وبسیار گرانبها است (و گاهی هم کوپنی میشود!)تهران را می نویسیم طهران استوره را می نویسیم اسطوره توس را طوستهماسپ را طهماسب
تنبور را می نویسیم طنبور(شاید نوایش خوشتر گردد
!)همسر و یا زن را می نویسیم ضعیفه، عیال، زوجه، منزل، مادر بچهها، چون قالی را برای نخستین بار بیابانگردان عربستان بافتند (یا در تیسفون و به هنگام دستبرد، یافتند!) آن را فرش، می نامیم!آسمان را عرش مینامیم!وهر آن کس که دارد هُش و رای و دین پس از مرگ بر من کند آفرین
اکنون منِ ایرانی چرا باید از زیباترین واژههای دم دستم در «زبان شیرین پارسی» چشمپوشی کنم و از لغات عربی یا انگلیسی یا روسی که معنای بسیاری از آنان را هم بدرستی نمیدانم بهره بگیرم؟ و به جای توان و توانائی بگویم قدرت؟ به جای نیرو و نیرومندی بگویم قوت؟به جای پررنگی بگویم غلظت؟
به جای سرشکستگی بگویم ذلت؟
به جای بیماری بگویم علت؟
به جای اندک و کمبود بگویم قلت؟
به جای شکوه بگویم عظمت؟
به جای خودرو بگویم اتومبیل
به جای پیوست بگویم ضمیمه، اتاشه
!!به جای مردمی و مردم سالاری هم بگویم «دموکراتیک»به باور من، برای برخی از ایرانیان، درست کردن بچه، بسیار آسانتر است از پیداکردن یک نام شایسته برای او! بسیاری از دوستانم آنگاه که میخواهند برای نوزادانشان نامی خوشآهنگ و شایسته بیابند از من میخواهند که یاریشان کنم! به هریک از آنها میگویم: «جیک جیک تابستون که بود، فکر زمستونت نبود؟!»به هر روی، چون ما ایرانیان نامهائی به زیبائی بهرام و بهمن و بهداد و ... نداریم، اسم فرزندانمان را میگذاریم علیاکبر، علیاوسط، علیاصغر! (یعنی علی بزرگه، علی وسطی، علی کوچیکه!)پسران بعدی را هم چنین نام مینهیم: غلامعلی، زینعلی، کلبعلی (سگِ علی= لقبی که شاه اسماعیل صفوی برخود نهاده بود و از زمان او رایج گردید) محمدعلی، حسینعلی، حسنعلی، سبزعلی، گرگعلی، شیرعلی، گداعلی و....نام آب کوهستانهای دماوند را هم میگذاریم آبعلی!وچون در زبان پارسی نامهائی مانند سهراب، سیاوش، داریوش و... نداریم نام فرزندانمان را میگذاریم اسکندر، عمر، چنگیز، تیمور، ...و چون نامهای خوشآهنگی همچون: پوران، دُردانه، رازدانه، گلبرگ، بوته، گندم، آناهیتا، ایراندخت، مهرانه، ژاله، الیکا (نام ده و رودی کوچک در ایران)، لِویس (نام گل شقایق به گویش اسدآبادی= از دامنههای زبان پهلوی ساسانی) و... نداریم، نام دختران خود را میگذاریم: زینب و رقیه و معصومه و زهرا و سکینه و سمیه و ...دانای(حکیم) توس فرمود:بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی از آنجایی که ما ایرانیان مانند دانای توس، مهر بیکرانی به میهن خود داریم به جای رستمزائی میگوئیم سزارین رستم در زهدان مادرش رودابه آنچنان بزرگ بود که مادر نتوانست او را بزاید، بنابراین پزشکان، پهلوی مادر را شکافتند و رستم را بیرون آوردند. چنین وضعی برای سزار، قیصر روم هم پیش آمد و مردم باخترزمین از آنپس به اینگونه زایاندن و زایش میگویند سزارین. ایرانیان هم میتوانند به جای واژهی «سزارین» که در زبان پارسی روان شده، بگویند: رستمزائی به نوشابه میگوییم: شربت به کوبش و کوبه میگوییم: ضربت به خاک میگوییم: تربتبه بازگشت میگوییم: رجعت
به جایگاه میگوییم: مرتبت
به هماغوشی میگوییم: مقاربت
به گفتاورد میگوییم: نقل قول
به پراکندگی میگوییم: تفرقه
به پراکنده میگوییم: متفرق
به سرکوبگران میگوییم: قوای انتظامی
به کاخ میگوئیم قصر،
به انوشیروان دادگر میگوئیم: انوشیروان عادل
در «محضرحاجآقا» آنقدر «تلمذ» میکنیم که زبان پارسیمان همچون ماشین دودی دورهی قاجار، دود و دمی راه میاندازد به قرار زیر:به خاک سپردن = مدفون کردن دست به آب رساندن = مدفوع کردن به جای پایداری کردن میگوییم: دفاع کردن= تدافع = دفع دشمن= دفع بلغم = و...به جای جنگ میگوییم: = مدافعه، مرافعه، حرب، محاربه.به خراسان میگوییم: استان قدس رضوی!به چراغ گرمازا میگوییم: علاءالدین! یا والور!به کشاورز میگوییم: زارع به کشاورزی میگوییم: زراعت اما ناامید نشویم. این کار شدنی است!تا سالها پس از انقلاب مشروطیت به جای دادگستری میگفتیم عدلیه به جای شهربانی میگفتیم نظمیه به جای شهرداری و راهداری میگفتیم بلدیه به جای پرونده می گفتیم دوسیه به جای …مردم هر کشوری از یه سری اصطلاحات برای گفتن منظورشون استفاده میکنن . اینجا هم من چند تا از اصطلاحات و ضرب المثل های آلمانی رو نقل می کنم . گاهی اوقات که ترجمه متن یک کمی پیچیده تر از معادل فارسی میشه توی پرانتز با عبارت ( ت ت : ترجمه تحت اللفظی ) ترجمه خود متن رو هم نوشتم .
Unter den Blinden ist der Einäugige Konig
در شهر کوران ، یک چشم پادشاه است
Er ( oder sie ) sagt zu allem ja und amin !
به همه چیز تن در می دهد ( ت ت : به همه چیز می گوید : بله و آمین )
Ohne Fleiß , keinen Preis
نا برده رنج ، گنج میسر نمی شود
Reden ist Silber , Schweigen ist Gold
حرف زدن نقره است سکوت طلا
Wie du mir , so ich dir
چیزی که عوض داره گله نداره
Machst du es gut , so hast du es gut
تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز ( ت ت :نیکی کن ، نیکی ببین )
Wie gewonnen , so zeronnen
باد آورده را باد می برد
… Und wenn sie nicht gestorben sind , so leben sie noch heute !
قصه ما به سر رسید ،کلاغه به خونش نرسید ! ( ت ت : اگر زنده باشن هنوز هم با همن – یعنی با هم هستن در صلح وصفا ! )
Wie der vater , so der Sohn
پسر کو ندارد نشان از پدر ، تو بیگانه خوانش ، نخوانش پسر ! (یا یه چیزی تو همین مایه ها ! )
Kein Freund , ohne Leid
از پس هر خنده دو صد گریه مهیاست ( بی دوست ، بی تاسف )
Kein Rose ohne Dornen
هیچ گلی بی خار نیست ( بوستان بی سر خر نمی شود ! )
Der Apfel fällt nicht weit vom Stamm
تره به تخمش میره ، حسنی به باباش ! ( متن اصلی هم همینو میگه ! )
Wolken bedeuten nicht immer Regen
ابر همیشه نشانه باران نیست
Wo ein Wille ist , ist auch ein Weg
خواستن توانستن است ( ت ت : هر جا اراده ای هست ، راهی هم هست )
Aus den Augen , aus dem Sinn
از دل برود هرآنکه از دیده برفت
Eine Schwalbe macht noch keinen Sommer
با یک گل بهار نمیشه
Wer den Kern haben will , muss die Nuss knacken
هر که طاووس خواهد ، جور هندوستان کشد (ت ت : اگر دانه را می خواهی باید پوسته را بشکنی )
Kein Rauch , ohne Flamme
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ( ت ت : هیچ دودی بی آتش نیست )
Wenn die Katze aus dem hause ist , tanzen die Mäuse auf dem tisch
چشمه خورشید چو پنهان شود ، شب پره بازیگر میدان شود ( ت ت : وقتی گربه در خانه نیست موشها روی میز می رقصند )
Ende gut , alles gut
شاهنامه آخرش خوشه ( ت ت :آخرش خوب ، همه اش خوب )
Ein Sperling in der Hand ist besser als zwei auf dem Dach !
سیلی نقد به از حلوای نسیه ( ت ت : یک گنجشک در دست بهتر است از دو تا روی سقف )
Erst die Last , dann die Rast
اول زحمت آخر راحت
Bis ins kleinste
مو به مو ( با جزییات کامل )
Es liegt mir auf der Zunge
نوک زبونمه !
Man kann alles , was man will
خواستن توانستن است (ت ت : می توانی ، اگر بخواهی )
Vorsicht ist die mutter der Porzellan kiste
احتیاط شرط عقل است
Das ist mit den händen zu greifen
مثل روز روشنه
Ein mann , ein wort
حرف مرد یکیه ! ( مرد یکی ، حرف یکی ! )
Lügen haben kurze Beine
دروغگو کم حافظه است
|
|
با سلام به دوستان خوبم.
در درسهای گذشته، زمان حال، زمان گذشته، زمان گذشته کامل (ماضی نقلی) و زمان گذشته دور (ماضی بعید) را آموختیم. در این درس نیز میخواهیم که زمان آینده ( Futur) را بیاموزیم.
در زبان آلمانی، به منظور اشاره به عملی که در آینده انجام خواهدشد، از شکل زمان حال استفاده کرده و تنها شاید قید زمان و بافت کلامی وجه تمایز زمان حال و آینده باشد. مانند جملههای زیر که به ترتیب در زمان حال و آینده رخ دادهاند.
Ich gehe jetzt nach Hause.
Ich gehe morgen nach Hause.
من اکنون به خانه میروم.
من فردا به خانه میروم.
اما گاهی در بیان زمان حال و آینده هر دو از فعل کمکی (warden) به کار گرفته میشود و این عمل آنهنگام رخ میدهد که جمله دربردارنده حدسیات، احتمالات و قصد ونیت باشد. بدین فرمول
Subjekt> werden> …> infinitive
مانند نمونههای زیر:
Herr Birnbaum wird jetzt schlafen.
Sie warden morgen nach Hanburg fahren.
آقای بیرنباوم (احتمالاً) الان دارد میخوابد.
آنها (قصد دارند) فردا به هامبورگ سفر میکنند.
لطفاً به چگونگی صرف فعل weden که در جدول زیر آمدهاست، توجه بفرمایید.
werde | ich |
wirdst | Du |
wird | er/es/sie |
werden | wir |
werdet | ihr |
werden | Sie/sie |
درس امروز هم به پایان رسید.
خدانگهدار
/ Deutsch16.de
هرچند 12 ماه براي اين معرفي كم است ولي...
در لينك اول تقويم فروردين را دانلود كرده و در لينك دوم توضيحات ميراث فرهنگي را خواهيد ديد به دو زبان