مرکل: قتل‌های زنجیره‌ای توسط نئونازی‌ها ننگی برای آلمان است

مرکل: قتل‌های زنجیره‌ای توسط نئونازی‌ها ننگی برای آلمان است

 
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان

قتل‌های زنجیره‌ای بی‌سابقه در آلمان توسط یک گروه راست افراطی، بحث‌های انتقادی شدیدی را در این کشور برانگیخته است. سازمان امنیت آلمان آماج انتقادات است. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، این قتل‌ها را ننگی برای آلمان خواند.

 

هر روز جزئیات بیشتری از قتل‌های زنجیره‌ای و سوء‌قصدهای دیگر توسط یک گروه راست افراطی به نام «ناسیونال سوسیالیست‌های زیرزمینی» در آلمان فاش می‌شود. دو مظنون در رابطه با این حوادث در بازداشت هستند.

در رابطه با تحقیقات درباره‌ی گروه زیرزمینی یادشده، شامگاه دوشنبه (۱۴ نوامبر/۲۳ آبان) فرد دومی به نام «هولگر گ.» در شهر هانوفر آلمان بازداشت شد. دیوان‌عالی آلمان در کارلسروهه وی را به اتهام پشتیبانی از یک گروه تروریستی مظنون تشخیص داد و حکم بازداشت او را صادر کرد.

با توجه به اطلاعاتی که تا کنون در اختیار مقامات مسئول قرار دارد، این گروه تروریستی تا کنون هشت مرد ترک‌تبار و یک یونانی را در فاصله‌ی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ به قتل رسانده است. افزون بر این، قتل یک زن پلیس در شهر هایلبرون آلمان در ماه آوریل سال ۲۰۰۷ نیز به حساب این گروه گذاشته می‌شود.

سوء‌قصدهای دیگر

ولی به نظر می‌رسد که این گروه راست افراطی، احتمالا سو‌ء‌قصدهای سنگین دیگری نیز انجام داده است. به گفته‌ی یکی از بازرسان دیوان‌عالی کشور آلمان، این هسته‌ی ترور مسئول انفجاری در سال ۲۰۰۴ در شهر کلن و احتمالا انفجارهای دیگر در کلن و دوسلدورف در فاصله‌ی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ است. در این سوء‌قصدها روی هم ۳۰ تن مجروح شدند که جراحات شماری از آنان بسیار سخت بود.

اداره‌ی آگاهی ایالت نوردراین وستفالن آلمان از طریق یک «دی‌.وی‌.دی.» به ارتباط این گروه با انفجار در یک فروشگاه مواد غذایی در کلن در ژانویه‌ی ۲۰۰۱ پی برد که در جریان آن یک زن آلمانی ـ ایرانی مجروح شده بود.

پیش‌تر وزیر کشور ایالت نوردراین وستفالن از طریق این «دی.وی.دی.»، این گروه را با انفجار در آرایشگاهی در کلن در سال ۲۰۰۴ مرتبط تشخیص داده بود. در این انفجار ۲۲ تن مجروح شده بودند که جراحات وارده به برخی از آنان بسیار خطرناک بود.

اداره‌ی آگاهی آلمان مشغول بررسی ارتباط این گروه با انفجار دیگری در یکی از ایستگاه‌های قطار در شهر دوسلدورف در سال ۲۰۰۰ است. در آن حادثه، بمبی در یک کیسه‌ی نایلونی در میان گروهی از یهودیان مهاجر منفجر شد که ده مجروح برجای گذاشت. یکی از مجروحان آن حادثه که زنی باردار بود، بچه‌ی خود را از دست داد.

دادستانی آلمان هم اکنون به‌طور منظم مشغول بررسی پرونده‌ی این حوادث است، تا دیگر اعضای احتمالی یا پشتیبانان این گروه تروریستی را بیابد. هانس پتر فریدریش، وزیر کشور آلمان، گفت باید ابعاد این موضوع به سرعت روشن و معلوم شود که آیا در پشت سه عضو اصلی این گروه تروریستی، شبکه‌ی بزرگ‌تری فعال بوده است یا نه.

انتقاد از ارگان‌های امنیتی

در حالی که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، اقدامات خونین توسط این گروه راست افراطی را ننگی برای آلمان خواند، خانم زابینه لویت‌هویسر ـ شنارنبرگر، وزیر دادگستری این کشور، خواهان تغییرات ساختاری در «اداره‌ی حراست از قانون اساسی آلمان» (سازمان امنیت داخلی این کشور) شد.

وی گفت، باید در این باره‌ گفت‌وگو کرد که آیا همکاری سازمان‌های امنیتی ایالتی، با مقامات امنیتی کشوری به‌طور دلخواهی سازماندهی شده است یا نه. وی گوشزد کرد که در صورتی که پاسخ منفی باشد، احتمالا می‌توان سازمان‌های ایالتی را ادغام کرد.

توماس اوپرمن، رئيس نهاد کنترل پارلمانی مجلس آلمان، سازمان امنیت این کشور را متهم کرد که ناموفق عمل کرده است. وی گفت، قابل فهم نیست که اعضای این گروه تروریستی موفق شدند سال‌ها خود را پنهان کنند.

هانس کریستیان اشتروبله، یکی دیگر از اعضای نهاد یاد شده نیز گفت، جای تردید نیست که «خطاهای سنگینی» از سوی مقامات امنیتی صورت گرفته است.

میتینگ انتخاباتی حزب ناسیونال دمکرات آلمان (NPD )میتینگ انتخاباتی حزب ناسیونال دمکرات آلمان (NPD ) زمزمه‌ی ممنوعیت حزب ناسیونال دمکرات آلمان

قتل‌های زنجیره‌ای در آلمان توسط این گروه راست‌افراطی تروریستی، بار دیگر بحث درباره‌ی ممنوعیت حزب راست افراطی «ناسیونال دمکرات آلمان» (NPD) را دامن زده است. این حزب حدود بیست سال پس از جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۶۴ تاسیس شد.

بسیاری از سیاست‌شناسان و مورخان آلمانی معتقدند که در برنامه‌ و ادبیات این حزب، رگه‌های مشترک زیادی با حزب نازی آلمان پیش از جنگ وجود دارد. هم اکنون حزب حاکم دمکرات مسیحی آلمان قصد دارد شانس موفقیت درخواست ممنوعیت حزب یادشده توسط دیوان‌عالی آلمان را بررسی کند.

وزیران کشور ایالت‌های باواریا و بادن‌وورتنبرگ پشتیبانی خود را از چنین اقدامی اعلام کرده‌اند. توماس اوپرمن نیز گفت که این حزب باید ممنوع شود، حتا اگر با هسته‌ی تروریستی یاد شده ارتباطی نداشته باشد.

ولی وزیر دادگستری آلمان و چند تن دیگر از دولتمردان این کشور مخالف ممنوعیت حزب ناسیونال دمکرات هستند و معتقدند که این اقدام فعالیت‌های این حزب را زیرزمینی و خطرناک‌تر خواهد کرد. به باور آنان، ممنوعیت این حزب، در باورهای نئونازی‌ها، نژادپرستان و یهودی‌ستیزان تغییری ایجاد نخواهد کرد.

تبادلات آکادمیک ایران و آلمان در رشته‌ مهندسی عمران

تبادلات آکادمیک ایران و آلمان در رشته‌ مهندسی عمران

 


 

دویچه وله: به طور کل استقبال متقاضیان ایرانی تحصیل در آلمان از رشته‌ی عمران چگونه است، آیا این رشته جزو رشته‌های پرطرفدار فنی ‌ـ مهندسی در بین دانشجویان ایرانی محسوب می‌شود؟

فرزاد صوفیانی: بله. رشته‌ی مهندسی عمران و معماری جزو رشته‌های پرطرفدار هستند. تا جایی که من خبر دارم، یک سری از دانشگاه‌های آلمان هستند که در این خصوص حتی با دانشگاه‌های ایران قرارداد دارند و به طور مرتب همکاری می‌کنند.

اگر اشتباه نکنم دانشگاه ووپرتال از جمله همین دانشگاه‌هاست.

دقیقاً. دانشگاه ووپرتال همکاری خودش را با دانشگاه صنعتی اصفهان در سال ۲۰۰۲ میلادی شروع کرد. به این صورت که ایرانیان می‌توانستند در ایران، بدون این که در کنکور سراسری شرکت کنند، در دانشگاه دولتی صنعتی اصفهان ثبت نام کنند. شهریه‌ی این دوره ترمی سه هزار و ۶۰۰ یورو بود و از ترم یک هم در اصفهان برای دانشجویان کلاس زبان آلمانی می‌گذاشتند. روی هم ۶ ترم تحصیلی این دوره در اصفهان بود و پس از آن دانشجویان در ترم ۷ به شهر ووپرتال آلمان می‌آمدند. بعد از ترم ۸ هم لیسانس دانشگاه ووپرتال را می‌گرفتند و هم لیسانس دانشگاه اصفهان را.

علاوه بر دانشگاه ووپرتال دانشگاه‌های دیگری هم هستند. مثل دانشگاه صنعتی برلین که الان با ایران برای دانشجویان مقطع دکترا در همین رشته‌ی مهندسی عمران و معماری پیمان همکاری دارد. دانشگاه کارلسروهه نیز با دانشگاه‌های ایران در مقطع دکترا همکاری دارد و دانشجو می‌پذیرد.

در مورد اصفهان شاید بتوان گفت که این همکاری به خاطر شهرسازی و نوع معماری سنتی خاص این شهر است، که می‌تواند جالب باشد، ولی آیا اصولاً ایران در رشته‌ی مهندسی عمران آن‌قدر قوی هست که این تبادلات با آلمان صورت می‌گیرد؟

بله، دانشگاه‌های معتبر ایران در این زمینه خیلی خوب کار می‌کنند. از قبیل دانشگاه صنعتی شریف تهران یا دانشگاه صنعتی اصفهان. دلیل همکاری دانشگاه ووپرتال با اصفهان هم به خاطر زلزله‌ی بم بود. زلزله بم که رخ داد، دانشگاه ووپرتال طرحی برای ساخت ساختمان‌های ضد زلزله با طراحی آلمانی در ایران ارائه کرد. گفتند که دانشجویان ایرانی را به آلمان دعوت می‌کنند و نحوه ساخت ساختمان‌های ضد زلزله را که در آلمان خیلی وقت است رایج است تدریس می‌کنند. قرار بر این شد که با این دانش از این به بعد تنها ساختمان‌هایی بسازند که مقاوم در برابر زلزله باشد.

یک نمونه از این ساختمان‌ها هم قرار بود در اصفهان ساخته شود، ولی الان من دیگر در جریانش نیستم که آیا ساخته شد یا ساخته نشد. در همین زمینه هم عده‌ای از دانشجویان مقطع دکترا از اصفهان به آلمان آمدند تا در این زمینه تحقیقاتی انجام دهند.

غیر از دانشگاه‌هایی که نام بردید که با ایران همکاری می‌کنند، دانشگاه‌های دیگری هم هستند که به علاقه‌مندان ایرانی توصیه کنید؟

در ایالت ما، همان طور که خودتان هم حتماً اطلاع دارید، شهریه دانشگاه الان برداشته شده، فرقی هم نمی‌کند که چه رشته‌ای بخوانید یا در کدام دانشگاه...

در تمام ایالت نورد راین وست فالن فقط دانشگاه صنعتی آخن است که به‌عنوان دانشگاه ممتاز از طرف وزارت علوم آلمان اعلام شده و پذیرش هم به دانشجویان نخبه می‌دهد. قطعاً اگر کسی بتواند آنجا پذیرش بگیرد، آینده‌ی خیلی خوبی خواهد داشت.

دانشگاه آخن دانشگاه خیلی معتبری است و در اروپا و جهان هم شناخته شده است.

بله، هم معتبر است و هم مدرک تحصیلی‌اش یک کارت ویزیت است برای کسی که بخواهد استخدام شود. دانشگاه‌های دیگر هم هستند که در این زمینه خوب کار می‌کنند. همین دانشگاه ووپرتال دانشگاهی خیلی قوی است در ایالت نورد راین وست فالن. دانشگاه اسن و دانشگاه بوخوم هم در این زمینه بسیار قوی هستند؛ مخصوصاً برای کسانی که می‌خواهند در قسمت تونل‌سازی ادامه تحصیل دهند، می‌توانند در دانشگاه بوخوم ادامه تحصیل دهند. در زمینه‌ی مدیریت ساخت و اجرا که تخصص فوق‌لیسانس خود من هم هست، دانشگاه اسن و دانشگاه ووپرتال فعالیت‌می کنند.

در بین این دانشگاه‌ها، حتی خارج از ایالت نورد راین وست فالن، دانشگاهی را می‌شناسید که تحصیل در رشته‌ی عمران در آن به زبان انگلیسی باشد، چون برخی از ایرانی‌ها دوست دارند به زبان انگلیسی در آلمان تحصیل کنند؟

تقریباً می‌شود گفت در ۴ - ۵ سال گذشته دانشگاه‌های انگلیسی‌زبان هم به دانشگاه‌های آلمانی اضافه شده‌اند. از زمانی که نظام آموزش عالی آلمان از سیستم فوق لیسانس تبدیل شد به...

از کارشناسی ارشد پیوسته به کارشناسی و کارشناسی ارشد ناپیوسته...

دقیقاً، بله. ولی مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته اکثراً دو زبانه است. یعنی ۵۰ درصد انگلیسی و ۵۰ درصد آلمانی است، اما دانشگاهی که بخواهد صددرصد به زبان انگلیسی باشد، الان من حضور ذهن ندارم. البته در مقطع دکترا دانستن زبان آلمانی الزامی نیست. یعنی فقط با زبان انگلیسی هم فرد می‌تواند به اینجا بیاید و دکترایش را بخواند، از قبیل دانشگاه وایمار. آنجا فقط با زبان انگلیسی شما می‌توانید در مقطع دکترای مهندسی عمران ادامه تحصیل دهید.

دانشگاه وایمار ظاهراً در رشته‌ی معماری هم خیلی خوش‌سابقه است.

بله، جزو دانشگاه‌های قدیمی است که با مهندسی عمران و معماری کار خودش را شروع کرده. اکثر دانشگاه‌های آلمان، اگر نگاه کنید، اولین فعالیت مهندسی خودشان را در زمینه‌ی ساخت و ساز شروع کرده‌اند. همین دانشگاه ووپرتال هم زمانی که فعالیت خودش را آغاز کرد، اول یک مدرسه‌ی خیلی معمولی برای ساختمان‌سازی بود، یک باوشوله (Bauschule) یا "مدرسه بنا و ساختمان" بود در اصل که با گذشت زمان به مدرسه عالی و بعد از آن به دانشگاه تبدیل ‌شد.

کاوه بهرامی

کتاب Speak German


http//photoload.ru/data/fe/df//fedf88e90a261cff9a7032ba79101d.jpeg


Speak German!: Warum Deutsch manchmal besser ist, 2 Auflage
author: Wolf Schneider
publisher: rororo
date: 2009
ISBN: 3499622459
pages: 192
format: PDF
size: 1,5 MB

ادامه نوشته

Alles Gute zum Geburtstag

آموزش آنلاین زبان آلمانی

جلسه اول یکشنبه ساعت 22-23


برای ثبت نام اینجا بیایید



Alles Gute zum Geburtstag| 7. November | آبان 16

زنده باد کورش ، افتخار آرین

کوروش، ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان: ‎𐎤‎‎𐎢‎‎𐎽‎‎𐎢‎‎𐏁‎) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.[۲]

دربارهٔ کوروش تمام مورخین توافق دارند که شاهی بود با عزم، عاقل و مهربان که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل می‌شد و برخلاف پادشاهان آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود.

ویکی پدیا.


 
 
 
هخامنش
شاه پارس
 
 
















 
 
 
 
 
 
 

















 
 
 
چا ایش پیش
شاه پارس
 
 
















 
 
 
 
 
 
 
 
 
















 
 
 
 
 
 
آریارامن
فرماندار پارس
کوروش یکم
شاه انشان
















 
 
 
 
 
 
 
 
 

















 
آرسام
فرماندار پارس
کمبوجیه اول
فرماندار انشان















 
 
 
 
 
 
 
 
 

















 
ویشتاسپ
شاهزاده
کوروش دوم
شاه ایران
















 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 

 





 

 
 

 
 
 
 

 
 
 
 

 
 
 
 

 

 
داریوش یکم
شاه ایران
کمبوجیه دوم
شاه ایران

بردیا
شاهزاده

آرتیستون
شاهدخت

رکسانا
شاهدخت

ملکه



English: "I am Cyrus, an Achaemenid King." in Old Persian, Elamite and ‌Babylonian languages. It is carved on a column in Pasargadae
فارسی: عبارت "من کورش هستم، شاه هخامنشی" که به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد حک شده است.
Deutsch: "Ich bin Kyros, ein achämenidischer König" Auf Altpersisch, Elamisch und Babylonisch in Pasargadae.

نقش برجسته کوروش در پارک سیدنی استرالیا

آموزش آنلاین آلمانی با یاهوdeutsch16.de

برای اولین بار در ایران


ثبت نام تکمیل شد ، ثبت نام پایان یافت

پنج شنبه ساعت 19 . فقط می توانید به صورت رزرو ثبت نام کنید




برای ثبت نام رایگان آموزش زبان آلمانی از صفر از طریق کنفرانس یاهو مسینجر

در همین پست ، از قسمت نطرات ، ایمیل ، نام ، سن و مهارت خود را در زبان آلمانی ثبت کنید

بدیهیست تا پایان دوره ، هیچ دانشجوی جدیدی پذیرفته نخواهد شد


سطح این کلاس فقط و فقط از 0 شروع می شود و تا دانش یک دیپلمه ی آلمانی بالا می رود

که می توان با این دانش به راحتی تست داف را ازان خود کرد


برنامه برای داوطلبین ارسال خواهد شد

ثبت نام برای تعداد محدود می باشد ، الویت با افرادیست که زودتر ثبت نام کردند به علاوه ی تعدادی رزرو


به دلیل استقبال بی نظیر دوستان ، ظرفیت ها دوبرابر معمول پر شد در دو روز

لذا این ثبت نام فقط تا بنج شنبه  شب برقرار است


Ich Liebe Tintin

ماجراهای تن‌تن، قهرمان کاکل‌به‌سر به روایت اسپیلبرگ

 

فکر ساختن فیلم از ماجراهای تن‌تن را استیون اسپیلبرگ، کارگردان موفق هالیوود در اویل دهه‌ی هشتاد میلادی در سر داشت، اما حدود سه دهه طول کشید تا این رویا تحقق یابد. حال تن‌تن و همراهانش با بعدی تازه قدم به سینما گذاشته‌اند.

 

مثلی فارسی است که می‌گوید: «دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد». این ضرب‌المثل بدون شک در مورد «ماجراهای تن‌تن و میلو، راز اسب شاخدار» اثر جدید استیون اسپیلبرگ مصداق می‌یابد؛ کارگردانی که دست کم از لحاظ تجاری موفق‌ترین کارگردان جهان محسوب می‌شود.

اسپیلبرگ نزدیک به سی سال پیش به فکر این بود که تن‌تن و میلو و دیگر همقطاران این قهرمان کاکل‌به‌سر را به پرده‌ی سینما بکشاند. او در همان اوایل دهه‌ی هشتاد میلادی با هرژه، خالق تن‌تن از راه دور در تماس بود. اگرچه درگذشت هرژه در سال ۱۹۸۳ مانع آشنایی نزدیک این دو شخصیت شد، اما او پیش از مرگش وصیت کرد که حق ساخت فیلم ماجراهای تن‌تن به اسپیلبرگ واگذار شود.

در پی مرگ هرژه، پروژه ساخت فیلم بر اساس ماجرا‌های تن‌تن نیز دچار رکود شد، البته به گفته‌ی اسپیلبرگ دلیل اصلی مسکوت ماندن این پروژه، نامناسب بودن شرایط فنی و تکنیکی در آن زمان برای ساختن فیلم از ماجراهای تن‌تن به شکلی مدرن و جذاب بود.


ترکیب سه داستان در فیلمنامه

در فیلم «ماجراهای تن‌تن و میلو، راز اسب شاخدار» که حال به پرده‌ی سینما راه یافته، سه داستان با هم ترکیب شده‌اند. به اعتقاد اسپیلبرگ هر یک از داستان‌های تن‌تن تنها برای ساختن فیلمی به طول ۲۰ تا ۲۵ دقیقه بسنده می‌کند. او از این رو از سه داستان «خرچنگ پنجه طلایی»، «راز اسب شاخدار» و «گنج‌های راکام» برای تهیه فیلم خود استفاده کرده است.

ژرژ رمی، مشهور به ژرژ رمی، مشهور به "هرژه" خالق سری داستان‌های "تن‌تن"در حالی که «راز اسب شاخدار» و «گنج‌های راکام» در قالب کتاب نیز دو داستان به هم پیوند خورده هستند، «خرچنگ پنجه طلایی» ماجرایی مستقل و مجزا است. البته جذابیت آن در این نهفته که خواننده از چگونگی آشنایی تن‌تن با کاپیتان هادوک، دیگر شخصیت محبوب − یا به نظر برخی حتی محبوب‌ترین شخصیت − ماجراها آگاه می‌شود. از آنجایی که اسپیلبرگ قصد داشته، کم و کیف این آشنایی را به هر نحو ممکن به تصویر بکشد، این سه ماجرا در فیلمنامه جاری شده‌اند.

نوشتن فیلمنامه را استیون مافت، ادگار رایت و جو کورنیش بر عهده داشته و به راستی هم توانسته‌اند از این سه ماجرا داستانی منسجم و یکپارچه ببافند؛ انسجامی که حتی تن‌تن‌خوان‌ها نیز علیرغم تفاوت‌های مضمونی که میان کتاب و فیلم موجود است، به‌خوبی می‌توانند حس کنند.

همانگونه که از نام فیلم نیز پیداست، ماجرای «راز اسب شاخدار» بیشترین سهم را در شکل‌گیری فیلمنامه داشته؛ ماجرا از ماکت کشتی اسب شاخدار آغاز می‌شود که تن‌تن در بازار دست‌دوم‌فروشان به آن برمی‌خورد، در همان نگاه اول عاشقش می‌شود و آن را می‌خرد. اسپیلبرگ این شیفتگی را نه تنها در چهره‌ی تن‌تن که با نسیمی لطیف که در لحظه‌ی دل باختن، کاکل حنایی‌رنگ تن‌تن را نوازش می‌کند، به تصویر می‌کشد.

از ماکت کشتی اسب شاخدار سه نسخه وجود دارد که "شوالیه دو هادوک"، یکی از دریانوردان قرن هفدهم آنها را برای نوادگان خود به جای گذاشته است. در درون این سه ماکت سه برگه‌جاسازی شده‌اند که از راز گنجی پنهان پرده برمی‌دارند؛ گنجی که هادوک دریانورد در نبردی خونین با دزدی دریایی به نام "راکهام سرخپوش" موفق به حفظ آن شد.

بعد از خرید این کشتی است که تن‌تن به شخصیت منفی داستان برمی‌خورد: ایوان ایوانوویچ ساخارین (نواده راکهام) که در پی یافتن ماکت‌های کشتی اسب شاخدار است. البته او برخلاف تن‌تن از رازی که در دل کشتی‌ها نهفته آگاه است و باور دارد که اسرار اسب شاخدار و گنج تنها به دست یک "هادوک" واقعی می‌تواند کشف شود. تن‌تن در طی ماجرا با کاپیتان هادوک (نواده‌ی شوالیه فرانسوا دو هادوک) آشنا می‌شود و نبرد این دو با شخصیت شیطانی داستان بر سر یافتن برگه‌ها و دستیابی به گنج سرمی‌گیرد.

از کتاب تا فیلم: تفاوت‌های مضمونی

لزوم یکپارچه کردن سه ماجرا برخی تغییرات مضمونی را در پی داشته و شاید تا اندازه‌ای اجتناب‌ناپذیر کرده که همگی آنها با توافق فانی رادول (Rodwell)، همسر و ورثه‌ی هرژه، اعمال شده‌اند. از جمله تغییرات کلیدی، نقشی است که ایوان ایوانوویچ ساخارین ایفا می‌کند.

بزرگ‌ترین صفحه‌ی بزرگ‌ترین صفحه‌ی "تن‌تن" جهان در مقابل "گراند پالاست" بروکسل (۲۰۰۹)؛ صفحه‌ای ۳۵۰ کیلویی با ابعاد ۳۲ در ۲۱ متری


در حالی که ساخارین در کتاب "راز اسب شاخدار" به طرح و قلم هرژه، یک کلکسیونر ماکت‌های کشتی است و نقشی کوتاه، کاملا جانبی و خنثی بر عهده دارد، اسپیلبرگ و هم‌داستانانش او را در فیلم‌شان به عنوان شخصیتی شیطانی و اصلی به میدان می‌فرستند. ساخارین که از نوادگان "راکهام"، راهزن دریایی است، در روایت اسپیلبرگ نه تنها به دنبال گنج که بیش از آن در پی انتقام کشیدن از کاپیتان هادوک است.

از دیگر شخصیت‌هایی که دستخوش دگرگونی شده‌اند، عمر بن سلعاد، تاجری ثروتمند است که کتاب «خرچنگ پنجه طلایی» نقش یکی از سردمداران قاچاق تریاک را بازی می‌کند، اما در روایت اسپیلبرگ چهره‌ای است متمول و فرهنگ‌دوست که به موسیقی کلاسیک علاقمند است.

همین علاقه است که سبب می‌شود، بیانکا کاستافیوره، "بلبل میلانی" و تنها شخصیت زن در ماجراهای تن‌تن و میلو نیز وارد صحنه شود و با آواز خود همه چیز و همه کس را بلرزاند. درخور توجه آنکه کاستافیوره در هیچ یک از سه داستان هرژه که در فیلم اسپیلبرگ اساس قرار گرفته‌اند، حضور ندارد. نستور، خدمتکار ساخارین نیز که بعدها به خدمت کاپیتان هادوک درمی‌آیند نیز بعدی تازه می‌یابد. در فیلم اسپیلبرگ جد نستور به عنوان یار وفادار هادوک دریانورد به جنگ راکهام و دیگر دزدان دریایی می‌رود.


جای خالی "ناسزا"

اسپیلبرگ و تیمش نهایت سعی خود را کرده‌اند تا روح و هویت کارکترهای هرژه را در کار تازه‌ی خود حفظ کنند: تن‌تن هرژه و اسپیلبرگ از لحاظ شخصیت و ویژگی تفاوت چندانی ندارند. او خبرنگاری است شجاع، عدالت‌دوست و بیش از هر چیز کنجکاو که عاشق ماجراجویی و پرده برداشتن از اسرار است. سگ او میلو نیز، مانند همیشه وفاداری و شجاعت خود را نشان می‌دهد. دوپنط و دوپنت، دو کارگاه پلیس نیز در فیلم اسپیلبرگ دست و پا چلفتگی همیشگی خود را به نمایش می‌گذارند و در گفتن عبارات و جمله‌های هیچ‌مگو تبحر به خرج می‌دهند.

تنها کارکتری که یک از ویژگی‌های مهم او در فیلم اسپیلبرگ رنگ باخته، کاپیتان هادوک است. دو خصلت او در ماجراهای تن‌تن به طرح و قلم هرژه بارز است: یکی عشق به مشروبات الکلی و دیگر ناسزاگویی و نفرین کردن‌.

اسپیلبرگ در فیلم خود علاقه هادوک به مشروبات الکلی یا به عبارتی الکلی بودن این ناخدای پیر را در صحنه‌های گوناگون و به شکل‌های بکر به تصویر کشیده است. خشم و تندخویی هادوک را نیز می‌توان در موقعیت‌های گوناگون دید، اما آنچه جایش در فیلم سخت خالی است، ناسزا گفتن‌های بی‌مهابا و متحبرانه او است.

موزه‌ی هرژه در حومه‌ی بروکسل (بلژیک)موزه‌ی هرژه در حومه‌ی بروکسل (بلژیک)تنها در یک صحنه از فیلم است که هادوک نفرین معروف خود، «لعنت خدا بر شیطون» را بر زبان می‌آورد. از ناسزاها و نفرین‌هایی منحصر به فرد چون «گاریچی ناشی، مضحک قلمی، خنگ بی‌کله، بی‌خاصیت، خیار دریایی و آمیب تک‌سلولی» که از دید تن‌تن‌خوانان نمک شخصیت هادوک هستند، در فیلم اسپیلبرگ خبری نیست. اهمیت این ویژگی هادوک را در این می‌توان دید که حتی کتاب و فرهنگ لغتی مستقل درباره نفرین و ناسزاهای او به انتشار رسیده است.


روایتی متفاوت با استفاده از تکنیک‌های تازه

اسپیلبرگ در فیلم خود از تکنیک "پرفورمنس کپچر" استفاده کرده است. در این جا حرکات یک بازیگر حقیقی و زنده ضبط و ذخیره می‌شود و سپس به صورت دیجیتال برای خلق شخصیتی انیمیشنی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

از این رو است که حال این بحث مطرح شده که آیا فیلم جدید اسپیلبرگ باید در زمره‌ی فیلمهای بلند سینمایی "معمول" قرار گیرد یا در صف ساخته‌های صددرصد انیمیشن که در آن‌ها از بازیگران واقعی برای خلق حرکات و میمیک استفاده نشده است.

در پس شخصیت‌های اصلی داستان، یعنی تن‌تن، کاپیتان هادوک و ایوان ایوانوویچ ساخارین، به ترتیب جیمی بل، اندی سرکیس و دانیل کریگ قرار دارند که با حرکات و صدای خود به شخصیت‌هایی که بیننده بر پرده‌ی سینما می‌بیند، زندگی بخشیده‌اند. به گفته‌ی اسپیلبرگ، در پشت هر انسانی که در فیلم تن‌تن و میلو دیده‌می‌شوند، بازیگری یک هنرپیشه نهفته است؛ بازیگری‌ای پراحساس یا شیطانی که از چهره‌و ظاهر دیجیتالی روی پرده عبور می‌کند و تماشگر آن را می‌بیند.

در فیلم تن‌تن همچنین سعی شده که زمانی را که هرژه برای خلق داستانش در نظر داشته، کاملا حفظ شود. اشیا، مد لباس، معماری، اتومبیل‌ها، کشتی‌ها، هواپیماها و کلا فضای ماجرا از لحاظ ظاهر به دهه‌ی چهل پنجاه میلادی قرن بیستم تعلق دارند و طبیعتا از دستاوردهای صنعت مدرن چون کامپیوتر و موبایل خبری نیست. حتی تیتراژ تماشایی و خلاقانه‌ی فیلم حال و هوای نوستالژیک دارد و به‌یاد آورنده‌ی دهه‌‌های میانی قرن گذشته است.

هرژه شخصیت‌های داستان خود را با الهام از محیط اطراف خلق کرده استهرژه شخصیت‌های داستان خود را با الهام از محیط اطراف خلق کرده استتپه‌های شنی صحرای آفریقا و امواج دریا عناصری هستند که به پیوند دادن سه داستان به هم کمک کرده‌اند؛ تپه‌هایی شنی که در یک آن به موج‌هایی خروشان بدل می‌شوند تا بیننده را از حال به گذشته‌ی قرون پیش و نبرد شوالیه دو هادوک با راکهام، راهزن دریایی پرتاب کند.


علاقمندان به فیلم‌های آلفرد هیچکاک می‌دانند که این کارگردان بزرگ معمولا خود نیز در یکی از صحنه‌های فیلمش ظاهر می‌شده. اسپیلبرگ نیز ظاهرا برای ادای دین به هرژه، خالق تن‌تن، او را نیز وارد فیلمش کرده است. در همان آغاز فیلم هرژه را می‌بینیم که در بازار دست‌دوم‌فروشان به عنوان نقاش دوره‌گرد مشغول طرح زدن از تن‌تن است. البته وارد کردن هرژه در ماجرا کار تازه‌ای نیست. در مجموعه کارتونی که در سال ۱۹۹۱ به سفارش بنیاد مولینسار ساخته شد نیز، هرژه در هر یک از اپیزودها چند لحظه در صحنه ظاهر می‌شود، معمولا به عنوان خبرنگار.

در مجموع باید گفت که اسپیلبرگ و یارانش توانسته‌اند، در عین حفظ روح و فضای کارکترها و شیوه‌ی تصویرگری هرژه، بعد تازه‌ای به ماجراهای تن‌تن و میلو ببخشند و روایتی هیجان‌انگیز و متفاوت به دست دهند. شاید این امر در حاصل کار بی‌تاثیر نبوده باشد که نه تنها اسپیلبرگ و تهیه‌کننده‌اش پیتر جکسون "تن‌تن‌دوست" هستند، بلکه بازیگرانی که با حرکات، میمیک و صدای خود در ساخت فیلم شرکت داشته‌اند، به قول معروف "اهل تن‌تن" هستند.

اکران فیلم «تن‌تن و میلو، راز اسب شاخدار» روز ۲۶ اکتبر در بلژیک (زادگاه هرژه) و فرانسه و پس از آن در دیگر کشورهای اروپا آغاز می‌شود. ناگفته نماند که دوستداران این قهرمان کاکل به سر در آمریکای شمالی برای دیدن اثر جدید اسپیلبرگ باید تا کریسمس امسال، یعنی اواخر ماه دسامبر منتظر بمانند.

شهرام احدی