موانع تغییر نظام آموزشی در مورد رشته‌های حقوق و پزشکی

موانع تغییر نظام آموزشی در مورد رشته‌های حقوق و پزشکی

 

با گذشت بیش از یک دهه از پیمان بولونیا که بر پایه‌ی آن کشورهای عضو اتحادیه اروپا موظف به یکسان‌سازی نظام آموزشی شدند، هنوز هم در برخی از کشورها این تغییر صورت نگرفته است، از جمله در رشته‌های حقوق و پزشکی در آلمان.

 

تغییر نظام آموزشی در آلمان از حدود ده سال پیش آغاز شد و بر طبق آن نظام آموزش عالی در این کشور از کارشناسی‌ ارشد پیوسته (Magister/Diplom) به کارشناسی (Bachelor) و کارشناسی‌ارشد ناپیوسته (Master) تغییر یافت. اما هنوز هم رشته‌هایی در دانشگاه‌های آلمان وجود دارند که تغییر آن‌ها به مدل جدید نظام آموزشی میسر نشده است. از این جمله‌اند تعدادی از رشته‌های علوم پزشکی و رشته‌ی حقوق.

مختصات تحصیل در رشته‌ی حقوق در آلمان

ساختار رشته‌ی حقوق در آلمان کمی پیچیده‌تر از آن است که احتمالا در قالب تغییرات آموزشی جدید جای گیرد. در ترم‌های نخست تحصیل در رشته‌ی حقوق در آلمان و پس از آشنایی دانشجو با مبانی نظری، دانشجویان گرایش مورد علاقه‌ی خود برای ادامه تحصیل در رشته‌ی حقوق را برمی‌گزینند.

پس از چهار تا پنج سال تحصیل و با قبولی در آزمون‌های گرایش تعیین‌شده، دانشجو باید در اولین مرحله از امتحانات سراسری حقوق شرکت کند تا از این طریق آماده‌ی ورود به دوره‌ی دو ساله‌ی کارآموزی شود.

در طی این دوره دو ساله فارغ‌التحصیلان رشته حقوق در آلمان علاوه بر آشنایی با محیط کار و کسب تجربه در حرفه وکالت، برای ورود به مرحله دوم امتحان رسمی و دولتی آماده می‌شوند. پذیرفته‌شدگان در این آزمون می‌توانند به عنوان وکیل در آلمان مشغول به کار شوند.

انتقاد به تغییر در ساختار تحصیل در رشته‌ی حقوق

پروفسور برند هاینریش، رییس دانشکده حقوق دانشگاه هومبولد در برلین، از عدم تغییر در مقطع تحصیلی رشته حقوق و حفظ قالب سنتی آن پشتیبانی می‌کند. وی معتقد است: «با وجود ویژگی‌های موجود در اتحادیه اروپا، باز هم بیش از ۹۰ درصد از مفاد قانونی مربوط به قوانین داخلی و ملی هر کشوری است. از این رو یکسان‌سازی مقاطع تحصیلی در رشته‌ی حقوق در تمامی کشورهای عضو اتحادیه اورپا بی‌معناست.»

در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز رشته‌های علوم پزشکی به صورت مقاطع پیوسته ارائه می‌شوند.در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز رشته‌های علوم پزشکی به صورت مقاطع پیوسته ارائه می‌شوند.این استاد دانشگاه معتقد است که نوع ارائه‌ی رشته حقوق در آلمان می‌تواند الگویی برای سایر کشورها باشد. در آلمان فارغ‌التحصیل رشته حقوق این امکان را دارند که علاوه بر وکالت با داشتن شرایط لازم به عنوان قاضی و دادستان نیز به فعالیت بپردازند.

از همین رو نیز برخی از مسئولان آموزشی در آلمان معتقدند در صورت اعمال تغییر در مقطع تحصیلی در رشته حقوق ممکن است وجهه‌ی آن در خارج از کشور خدشه‌دار شود.

شرایط یکسان در مورد رشته‌های علوم پزشکی

شرایط در مورد تغییر در ساختار رشته‌های زیرمجموعه‌ی علوم پزشکی از جمله پزشکی، دندان‌پزشکی، داروسازی و دام‌پزشکی نیز به همین ترتیب است. تحصیل در رشته‌های ذکر شده هم مانند رشته‌حقوق در مقطع کارشناسی‌ارشد پیوسته ممکن است.

طول دوران تحصیل در این رشته حدود شش سال است و دانشجویان در مجموع بیش از پنج هزار ساعت واحد درسی می‌گذرانند. به گفته‌ی کارشناسان تبدیل این حجم به دو بخش کارشناسی و کارشناسی‌ارشد از کیفیت این رشته‌ی تحصیلی می‌کاهد.

در بسیاری از دیگر کشورهای اروپایی نیز رشته‌های علوم پزشکی به صورت مقاطع پیوسته ارائه می‌شوند. تنها در کشورهای سوئیس و هلند امکان تحصیلی در رشته‌ی پزشکی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی‌ارشد ناپیوسته وجود دارد.

KB/SA

شرایط و ویژگی‌های تحصیل در رشته شیمی در آلمان

شرایط و ویژگی‌های تحصیل در رشته شیمی در آلمان

 

سال ۲۰۱۱ میلادی از سوی یونسکو به عنوان سال شیمی نامیده شد.در آلمان نیز تعدادی از دانشجویان ایرانی در رشته‌های علوم طبیعی و ازجمله شیمی تحصیل می‌کنند.یکی از این دانشجویان در گفت‌وگو با دویچه وله از شرایط این رشته می‌گوید.

 

در کنار دانشگاه‌هایی که در آن‌ها تحصیل در رشته شیمی به زبان آلمانی صورت می‌گیرد، تعدادی از دانشگاه‌های این کشور نیز گرایش‌هایی از رشته شیمی را به زبان انگلیسی ارائه می‌کنند. از این جمله‌اند دانشگاه‌های شهرهای آخن، برمن و فرایبورگ. امکان تحصیل در رشته شیمی در دانشگاه‌های نام برده تنها در مقطع کارشناسی وجود دارد. علاوه بر این، بیش از ۴۰ گرایش از رشته شیمی نیز در مقطع کارشناسی‌ارشد و به زبان انگلیسی در دانشگاه‌های آلمان ارائه می‌شود. مازیار پارسا در گفت و گویی با دویچه وله از جزییات بیش‌تر در مورد این رشته می‌گوید.

 شما دانشجوى رشته‌ى شيمى در آلمان هستيد و در مراحل پايانى تحصيل‌تان هم به سر مى‌بريد. آيا از ابتدا در این رشته‌‌‌ در آلمان تحصيل كرديد يا از ايران برای ادامه تحصیل آمديد؟

مازیار پارسا: نخیر، من در دوبى در رشته‌ی كامپيوتر تحصیل کردم. ولى تا پايان ادامه ندادم و برای تحصیل به آلمان آمدم.

با مداركى كه از ايران داشتيد، در آلمان پذيرفته شديد؟

من مدرك ايران را نداشتم. چون در ايران در كنكور شرکت نکرده بودم. مدركى كه مى‌خواستند مدرک قبولى در كنكور بود. اما مدرك دانشگاه دوبى را قبول كردند، ولى گفتند بايد ابتدا در دوره‌های کالج شرکت کنم. من هم يكسال به کالج رفتم و بعد وارد دانشگاه شدم.

مازیار پارسا، دانشجوی رشته شیمی در آلمانمازیار پارسا، دانشجوی رشته شیمی در آلمانشما در حال حاضر مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی‌ارشد پیوسته (Diplom) هستید. ولی ظاهرا امکان ثبت‌نام در این دوره‌ها دیگر وجود ندارد؟

بله. ورودى‌هاى جديد دیگر هيچ كدام در مقطع ديپلم تحصیل نمی‌کنند. همه‌شان يا کارشناسی (Bachelor) هستند و یا در کارشناسی‌ارشد ناپیوسته (Master) تحصیل می‌کنند.

چه گرايش‌هايى در رشته‌ى شيمى در آلمان براى علاقه‌مندان وجود دارد؟

یکی Anorganische Chemie است که می‌شود شيمى معدنى. یک گرایش Organische Chemie یا شيمى آلى، Physikalische Chemie که به آن فيزيك‌ـ شيميايى مى‌گويند و  بعد Theoretische Chemie که همان شیمی نظری است.

احياناً مهندسى شيمى هم همانند آن چيزى كه در ايران هست در آلمان وجود دارد؟

مهندسى شيمى هم هست، ولى دانشگاهى كه من در آن تحصيل مى‌كنم مهندسى شيمى ندارد. چيزى كه من دارم مى‌خوانم، به فارسى به آن شيمى محض مى‌گويند.

شما دانشجوى دوسلدورف هستيد، در کدام شهرهای دیگر آلمان این رشته تدریس می‌شود؟

بله، من در دوسلدورف هستم. اكثر دانشگاه‌هايى كه درآن‌ها دانشکده‌ی علوم طبیعی وجود دارد، رشته‌ى شيمى را ارائه می‌دهند. همانند دانشگاه آخن.

گرايش يا ويژگى خاصى در رشته‌ى شما در آلمان هست كه احياناً به علاقمندان ايرانى كه مى‌خواهند اين رشته را در آلمان ادامه تحصيل دهند، توصيه كنيد؟

من خودم الان دارم فيزيك‌ـ شيميايى مى‌خوانم. يعنى اين قسمت را انتخاب كردم. بين شيمى معدنى و شيمى عالى، من فيزيك‌ـ شيميايى را انتخاب كردم. چون بيشتر با آناليز كردن سروكار دارد و با دستگاه‌هايى مثل ليزر.

آن‌هايى كه به دستگاه‌هایی مانند ليزر و به آنالیزکردن علاقه دارند، بايد به سراغ فيزيك‌ـ شيميايى بروند. اين قسمت در ايران خيلى پیشرفته نیست، دستگاه‌هايى را كه در آلمان به‌كار مى‌برند، دستگاه‌هاى مدرنى است و گران‌قيمت است و در همه دانشگاه‌های ایران وجود ندارند. من از اين موضوع اطلاع دارم.

كى از پرسش‌هایی كه بسیاری از علاقه‌مندان به تحصيل در آلمان دارند، اين است كه آیا رشته‌اى كه مورد نظرشان است به زبان انگليسى هم تدريس مى‌شود يا خیر؟ شما که در رشته شیمی به زبان آلمانی تحصیل کردید، آیا به این زبان مسلط بودید؟

مازیار پارسا: نخیر، من هيچ چيزى نمى‌دانستم. البته قبل از اين كه به كالج بروم، يك‌سال زبان آلمانى خواندم. بعد از آن امتحان كالج را دادم. کسی که می‌خواهد در امتحان كالج شرکت کند، بايد آلمانى هم بلد باشد. امتحان آلمانى را قبول شدم و بعد وارد كالج شدم.


من فكر مى‌كنم هر کسی با لغات تخصصى بعد از يك مدتى آشنا می‌شود. چون دائم تكرار مى‌شود و اصلا كار سختى نيست. من وقتى كتابی آلمانى در رشته‌ى خودم مى‌خوانم، تقریبا آن را به طور کامل مى‌فهمم. خيلى كم پيش مى‌آيد كه حتى الان به لغت‌نامه مراجعه كنم.

ولى مشكلى كه دارم بيشتر اين است كه در کلاس درس که مى‌نشينم، بعضى ‌وقت‌ها متوجه نمى‌شوم پروفسور چه مى‌گويد. چون خب خيلى تند صحبت مى‌كنند. ولى در مورد مطالعه كتاب و خواندن جزوه‌ها هيچ مشكلى ندارم. شايد ترم‌هاى اول كمى کند بودم. خب مسئله‌ى سرعت اينجا خيلى مهم است. چون در يك مدت زمانى شما بايد يكسرى سئوال را جواب دهيد. منتهى من ترم‌هاى اول به خاطر آلمانى‌ام نمى‌توانستم تند جواب دهم و نمى‌رسيدم به همه سئوال‌ها پاسخ دهم. ولى مى‌فهميدم چه نوشته شده و چه چيزى از من مى‌خواهند. فكر نمى‌كنم مشكل باشد. اكثر دوستانم هم مشكل ندارند.

به مسئله‌ی زبان اشاره کردید. شما به‌عنوان دانشجویی که الان در آلمان زندگی می‌کنید و چند سال است که مشغول به تحصیل هستید، احیانا نکات دیگری هم هست که بخواهید به دانشجویان ایرانی توصیه کنید یا مشکلات دیگری که برای خودتان پیش آمده را برایشان بازگویید؛ به لحاظ مالی یا از جهت پیدا کردن خانه...

راستش من به مشکل خاصی برخورد نکردم. اگر طبق قوانین موجود در آلمان عمل کنیم، به هیچ مشکلی برنمی‌خوریم. ولی مثلا بعضی وقت‌ها آدم مشکل مالی دارد و وارد فضای کار می‌شود، و چون بعضی وقت‌ها آدم خوب پول درمی‌آورد، زیاد کار می‌کند و بعد دیگر درس نمی‌خواند. این بزرگ‌ترین مشکل است.

خیلی‌ها در ابتدا قصد دارند با درس شروع کنند، اما بعد می‌روند سراغ کار و تحصیل را رها می‌کنند. باید کار کردن و درس خواندن را یکجوری هم‌زمان پیش برد. یعنی نباید آدم آنقدر کار کند که به درس‌اش نرسد. چون درس‌ها سنگین است و نمی‌شود فقط برای شب امتحان خواند. بعضی‌ها فکر می‌‌کنند که مثلاً یک یا دو هفته به امتحان مانده، بنشینند و بخوانند، امتحان را قبول می‌شوند.

همان روشی که معمولاً در ایران مرسوم است.

بله، ولی در آلمان این طور نمی‌توان عمل کرد. در آلمان باید از همان اول مطالعه کرد. نمی‌توان همه را برای شب امتحان گذاشت. مسئله‌ی دیگر این است که برای پاس کردن امتحان‌ها‌‌، انجام تمرین‌ها بسیار مهم است. اگر کسی بنشیند از اول جزوه استاد را بخواند و تمرین‌ها را حل نکند و سئوال‌های قبلی را نگاه نکند، محال است امتحانات را قبول شود. چون امتحان‌ها بر پایه‌ی تمرین‌ها است. من ترم‌های اول این اشتباه را می‌کردم؛ می‌نشستم کل جزوه را می‌خواندم، بعد می‌رفتم و امتحان را قبول نمی‌شدم. همین شد که یکی دو امتحان را قبول نشدم.

آقای پارسا پیدا کردن کار دانشجویی به چه شکل است؟ در رشته‌ی شما که رشته‌ی فنی هم هست، یا احیاناً برای دانشجویان دکترا، آیا این امکان وجود دارد که دانشجویان در همان دانشگاه مشغول به کار شوند؟

شرایطش هست، ولی باید اول درس‌هایی را پاس کنند، بعد می‌توانند با پرفسور صحبت کند. مثلاً وقتی که تعطیلات است می‌شود پیش پرفسور کار کرد. ولی من خودم در رشته‌ی شیمی الان کار نمی‌کنم. من کار جانبی‌ام موسیقی است، ولی می‌دانم که در شیمی هم می‌شود با پرفسور صحبت کرد و اگر پرفسور بداند که فعال هستی و نمراتت هم خوب بوده و علاقه داری، به شما کار می‌دهد. برای هر ساعت هم حدود ۹ تا ۱۰ یورو می‌پردازد.

ولی کسی که تازه وارد آلمان می‌شود که نمی‌تواند برود در همان رشته در دانشگاه کار کند. من خودم آن اوایل که آمدم آلمان به شرکتی مراجعه کردم که کار ساعتی برایم پیدا کرد. من با دو سه تا از این شرکت‌ها صحبت کردم و خیلی سریع برای من کار پیدا کردند. ساعتی حدودأ ۸ یورو درآمد داشتم، ولی آن کار ربطی به رشته‌ام نداشت. می‌رفتم توی کارخانه‌ها کار می‌کردم. هر دفعه هم من را به ‌‌‌ کارخانه‌ا‌ی دیگر می‌فرستادند.

اگر احیاناً بخواهید تحصیل در رشته‌ی شیمی را به علاقه‌مندان به تحصیل در آلمان توصیه کنید، کدام دانشگاه‌ها را در آلمان نام می‌برید؟ به غیر از دانشگاه دوسلدورف که خودتان در آن درس خوانده‌اید.

از دانشگاههای معروف آلمان یکی آخن است. دانشگاه آخن دانشگاه بسیار خوبی است، ولی تحصیل در آن سخت است و کمی طول می‌کشد، چون امتحانات‌شان دشوار است. رشته‌ی شیمی‌ این دانشگاه هم رشته‌ی خوبی است. دانشگاه‌ مونیخ هم خوب است. تحقیقاتی که انجام می‌شود، همین کاری که من دارم برای پایان‌نامه‌ام انجام می‌دهم، ادامه‌ی کاری است که در مونیخ انجام شده است. می‌دانم که پژوهش و پرفسورهای خوبی در دانشگاه مونیخ وجود دارد و کیفیت تحصیل در آنجا خیلی بالاست.



کاوه بهرامی

مشکلات خانواده های خارجی-آلمانی

یکی از پایه‌گذاران این مرکز که در آغاز دهه‌ی هفتاد شکل گرفت، رناته ریشاد روشتاین بود. او که چندی پیش جشن ۷۳ سالگی خود را پشت سر گذاشت، با مردی از اهالی هائیتی ازدواج کرده است. در جامعه‌ی آن دوران آلمان، دیدن مردی سیه‌چهره در کنار زنی سفید پوست، شگفتی برمی‌انگیخت. رناته به یاد می‌آورد که بسیاری از نزدیکان او، همسر سیاه‌پوستش را نادیده می‌گرفتند، کارکنان شرکتش پشت سر آن‌ها پچ‌پچ می‌کردند و دکتر خانوادگی‌شان فرزند مشترک آن‌ها را "دو رگه" صدا می‌زد که "چندان محترمانه نبود".

واکنشی خونسردانه
 
رناته ریشاد روشتاین با این ‌حال، به گفته‌ی خود، خونسردی‌اش را از دست نمی‌داد و در همه‌ی این موارد به شوخی و شوخ‌طبعانه برخورد می‌کرد. او با به یادآوردن این ماجراها می‌گوید: «همین چیزها باعث شد که دست به مبارزه بزنم. اوایل من واقعاً خیلی نیرو داشتم.» به همین‌خاطر هم به عضویت "اتحادیه‌ی حمایت از منافع زنان ازدواج‌کرده با خارجی‌ها" که در سال ۱۹۷۲ در شهر فرانکفورت تشکیل شد، در آمد.

دلیل مراجعه‌ی رناته ریشاد روشتاین به این تشکیلات در ابتدا، کسب اطلاعات حقوقی در مورد مسائل خانوادگی بود. در آن سال‌ها دستیابی به چنین داده‌هایی بسیار دشوار بود. دلیل دیگر، آشنایی با زن‌هایی بود که هم‌چون او با خارجی‌ها ازدواج کرده بودند و از این‌رو با مشکلات زیادی دست به گریبان بودند.

یکی از معضلات پیچیده‌ی آن دوران، قانون تابعیت آلمان بود. بنا بر قوانین آن دوره، تنها تابعیت فرزندان زوج‌هایی که پدر آلمانی داشتند، به رسمیت شناخته می‌شد. فرزندان مشترک زنان آلمانی که با یک خارجی ازدواج کرده بودند، "خارجی" باقی می‌ماندند یا با عنوان "بی‌وطن‌" به ثبت می‌رسیدند. "اتحادیه‌ی حمایت از منافع زنان ازدواج‌کرده با خارجی‌ها" برای تغییر این قانون، کارزار گسترده‌ای براه انداخت؛ برپایی تظاهرات متعدد و تنظیم و ارائه‌ی "درخواست رسمی" به مجلس مرکزی آلمان، از جمله‌ی این فعالیت‌ها بود. این قانون سرانجام به سود زنان دارای همسران خارجی تغییر کرد.

روشنگری و مشاوره‌ی حقوقی

کسب "حق تابعیت"، تنها خواست این نهاد‌ که بعدها به "اتحادیه‌ی حمایت از منافع زوج‌های دو فرهنگی به ثبت رسیده و به ثبت نرسیده" تغییر نام داد، نبود. بیشترین حجم کار این گروه را "روشنگری و مشاوره‌ی حقوقی" تشکیل می‌داد. میشائلا اشمیت، مدیر دفتر اصلی این اتحادیه در ایالت نورد‌راین وستفالن، می‌گوید که با این‌حال روند تغییر فعالیت‌های این مرکز، "به‌طور نامحسوس" صورت گرفت. دلیل آن، پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه بود: «مدت‌هاست که چند فرهنگی بودن، به بخش‌جدایی‌ناپذیر جامعه‌ی آلمان تبدیل شده است» به عنوان مثال؛ از هر ۵ آلمانی، یک نفر تبار مهاجرتی دارد و از هر ۱۵ ازدواج‌ رسمی، یک ازدواج، در چارچوب ازدواج‌های دو فرهنگی می‌گنجد.

از سوی دیگر، از آن‌جا که زنان زیادی برای مشاوره به این مرکز مراجعه می‌کردند، تعیین و تدقیق موازین کار نیز برای "یکدست کردن فعالیت‌های سراسری" این نهاد لازم بود.

در حال حاضر "اتحادیه‌ی حمایت از منافع زوج‌های دو فرهنگی به ثبت رسیده و به ثبت نرسیده"، ۲۲ شعبه در سراسر آلمان دارد که ۸ شعبه‌ی آن، با کارمندان رسمی فعالیت‌های خود را پیش‌ می‌برند. تأمین بخش بزرگی از هزینه‌‌های این نهاد، به عهده‌ی "وزارت امور خانواده" ایالت‌ها گذاشته شده است.

لابی‌گری برای خانواده

میشائلا اشمیت، وظیفه‌ی "لابی‌گری" این اتحادیه‌ را نیز برجسته می‌کند و آن را نوعی "مشاوره برای سیاستمداران" می‌داند. او در رابطه با اهمیت این وظیفه می‌گوید: «بسیاری از قانون‌ها به مسائل واقعی جامعه پاسخ نمی‌دهند. زندگی امروزه، چند فرهنگی، چند زبانه‌ای و جهانی‌ شده است. ولی جامعه‌ی ما هنوز این دگرگونی‌ها را درک نکرده.» او به عنوان مثال از خانواده‌های آلمانی‌‌ای که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، نام می‌برد که "اجازه" ورود به آلمان را ندارند، چون همسر خارجی این خانواده‌ها، فاقد مدرک "گواهی زبان آلمانی" است. کسب این گواهی از شرایط لازم ورود به آلمان است.

هویت‌یابی

در کنار تغییر ساختار این اتحادیه‌، ترکیب اعضای آن نیز که اکنون به بیش از ۲۰۰۰ تن رسیده است، دگرگون شده؛ بیشتر این اعضا، فرزندان نسل بنیان‌گذار این اتحادیه‌اند. ناتاشا فرولیش، که در خانواده‌ای آلمانی ـ ایرانی بزرگ شده، از جمله‌ی این عضوهاست. او می‌گوید، در این اتحادیه در پی درک دو نکته است: چند وچون "متفاوت بودن" و "کشف هویت" خود: «این مسائلی است که من از مهد کودک با آن‌ها درگیرم؛ من که هستم؟ ایرانی‌ام؟ آلمانی‌ام؟ حتی در دوره‌هایی که این موضوع‌ها برایم مهم نبود، جامعه و دنیای خارج مرا ناگزیر به تفکر در این موارد می‌کرد.» کسانی که با ناتاشا روبرو می‌شوند، هنوز هم از او می‌پرسند، از کجا آمده است و وطنش کجاست؟

ناتاشا بر این باور است که در آلمان، زندگی چند فرهنگی هنوز به امری عادی بدل نشده است. تجربه‌کاری او در اتحادیه‌ نیز تأئید‌کننده‌ی این نظر است. به عنوان مثال پیدا کردن "سرمشق" برای کودکانی که با دیدن دوره‌های مختلف می‌کوشند "اعتماد به‌نفس" کسب کنند، دشوار است: «تصور این که یک سیاه‌پوست می‌تواند پلیس یا پزشک هم بشود برای این کودکان دشوار است.»
 
رناته ریشاد روشتاین، در این رابطه می‌گوید، ذهنیت و شیوه‌ی تفکر آلمانی‌ها، نسبت به گذشته چندان تغییر نکرده است. او مثال می‌‌زند که "پزشک کودکان" نوه‌اش، امروز تقریباً همان‌ رفتاری را دارد که پزشک اطفال فرزندش، در گذشته با پسر او داشت: «من هم برایش نامه نوشتم و اعتراض کردم. دلم می‌خواست در این سن و سال، کمتر به این چیزها می‌پرداختم. ولی هنوز باید خیلی کار کرد.»      
 

 

FF/MM

 

تاریخ جهان نیز هدیه ی آریاییان است

تاریخ کهن پارسی
کیوان شید = شنبه
مهرشید = یکشنبه
مه شید = دوشنبه
بهرام شید = سه‌شنبه
تیرشید = چهارشنبه
هرمزشید = پنج‌شنبه
ناهیدشید یا آدینه = جمعه

اينک با بررسی ريشه‌های اين واژگان به اين بر‌آيند ساده می‌رسيم:


کیوان شید = شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان
------------------------------------------------------------------------------
مهرشید = یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = خور (خورشید) = مهر
------------------------------------------------------------------------------
مه شید = دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه
--------------------------------------------------------------------------------
بهرام شید = سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
* Tues = god of war = Mars = بهرام
*
Tuesday
O.E. Tiwesdæg, from Tiwes, gen. of Tiw "Tiu," from P.Gmc. *Tiwaz "god of the sky," differentiated specifically as Tiu, ancient Germanic god of war, from PIE base *dyeu- "to shine" (see diurnal). Cf. O.N. tysdagr, Swed. tisdag, O.H.G.ziestag. The day name (second element dæg, see day) is a translation of L. dies Martis (cf. It. martedi, Fr. Mardi) "Day of Mars," from the Roman god of war, who was identified with Germanic Tiw (though etymologically Tiw is related to Zeus), itself a loan-translation of Gk. Areos hemera. In cognate Ger. Dienstag and Du. Dinsdag, the first element would appear to be Gmc. ding, þing "public assembly," but it is now thought to be from Thinxus, one of the names of the war-god in Latin inscriptions.
---------------------------------------------------------------------------
تیرشید = چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
* Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر
*
Wednesday
O.E. Wodnesdæg "Woden's day," a Gmc. loan-translation of L. dies Mercurii "day of Mercury" (cf. O.N. Oðinsdagr, Swed.Onsdag, O.Fris. Wonsdei, M.Du. Wudensdach). For Woden, see Odin. Contracted pronunciation is recorded from 15c. The Odin-based name is missing in German (mittwoch, from O.H.G. mittwocha, lit. "mid-week"), probably by influence of Gothic, which seems to have adopted a pure ecclesiastical (i.e. non-astrological) week from Greek missionaries. The Gothic model also seems to be the source of Pol. sroda, Rus. sreda "Wednesday," lit. "middle."
--------------------------------------------------------------------------
هرمزشید = پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
* Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
*
Thursday
O.E. Þurresdæg, perhaps a contraction (influenced by O.N. Þorsdagr) of Þunresdæg, lit. "Thor's day," from Þunre, gen. ofÞunor "Thor" (see Thor); from P.Gmc. *thonaras daga- (cf. O.Fris. thunresdei, M.Du. donresdach, Du. donderdag, O.H.G.Donares tag, Ger. Donnerstag "Thursday"), a loan-translation of L. Jovis dies "day of Jupiter," identified with the Gmc. Thor (cf. It. giovedi, O.Fr. juesdi, Fr. jeudi, Sp. jueves), itself a loan-translation of Gk. dios hemera "the day of Zeus."
-------------------------------------------------------------------------
ناهیدشید یا آدینه = جمعه
Friday = Fri + day
* Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید
*
Friday
O.E. frigedæg "Frigga's day," from Frige, gen. of Frig (see Frigg), Germanic goddess of married love, a West Germanic translation of L. dies Veneris "day of (the planet) Venus," which itself translated Gk. Aphrodites hemera. Cf. O.N. frijadagr, O.Fris. frigendei, M.Du. vridach, Du. vrijdag, Ger. Freitag "Friday," and the Latin-derived cognates O.Fr. vendresdi, Fr.vendredi, Sp. viernes. In the Germanic pantheon, Freya (q.v.) corresponds more closely in character to Venus than Frigg does, and some early Icelandic writers used Freyjudagr for "Friday." Black Friday as the name for the busy shopping day after U.S. Thanksgiving holiday is said to date from 1960s and perhaps was coined by those who had the job of controlling the crowds, not by the merchants; earlier it was used principally of days when financial markets crashed

Glückliches neues Jahr



Glückliches neues Jahr 2012